معلوم باشد . بر خلاف برگزيدن آل عمران ( كه معلوم نيست ) و در بيان وجه اين گفته كه خدا آل عمران را برگزيد از اين رو است كه او ، به گفتههاى زن عمران شنوا ، و به استحقاق او دانا بوده است .
[ سوره آلعمران ( 3 ) : آيه 35 ]
إِذْ قالَتِ امْرَأَتُ عِمْرانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ ما فِي بَطْنِي مُحَرَّراً فَتَقَبَّلْ مِنِّي إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ( 35 )
ترجمه :
( 3 / 35 )
ياد كن آنگاه كه زن عمران گفت : پروردگارا من نذر كردم ، فرزندى كه در رحم دارم در راه خدمت تو از فرزندى خود آزاد كنم . اين نذر من بپذير كه تو دعاى بندگان را مىشنوى و به احوال همه دانايى .
تفسير :
إِذْ قالَتِ امْرَأَتُ عِمْرانَ
« اذ » ، « ظرف » سميع يا عليم يا مفعول به آن دو ، به اعتبار مضاف اليه مىباشد نظير وصف به حال متعلّق به موصوف ، يا ظرف است براى « اصطفى » كه قبل از آل عمران به تقدير گفته شده است . بنا بر وجه اوّل قول خدا :
وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
مفعول است براى « اذكر » كه به تقدير است ، و از ما قبلش منقطع مىگردد .
اسم زن عمران « حنّه » بود و آنها دو خواهر بودند كه يكى از آن دو كه حنّه نام داشت زوجه عمران بن اشهم از اولاد سليمان بن داود ( ع ) بود . و بعضى گفتهاند : عمران بن ماثان ، و بنى ماثان رؤساى بنى اسرائيل بودند . خواهر ديگر نزد زكريّا بود و اسم او « اشياع » بود . و در اخبار ما آمده است كه : زن زكريّا خواهر مريم بوده است ، نه خواهر مادرش « 1 » ، و حنّه بچه دار نشد تا به سنّ پيرى رسيد ، پس يك وقت ديد كه زير درختى پرندهاى به بچّهء خود دانه مىدهد ، پس شوق بچه داشتن در او تحريك شد .
پس خدا را خواند و دعا كرد كه به او فرزند بدهد و به مريم حامله
هامش
( 1 ) صافى : ج 1 / ص 308