شد و فرزندش را براى خدمت بيت المقدس نذر كرد .
روايت شده است ، كه خداوند به عمران وحى كرد كه من فرزندى مذكّر به تو مىبخشم كه فرزند بىعيب و مباركى باشد كه كور مادرزاد و مبتلا به برص ( پيسى ) را علاج ، و مردگان را به اذن خدا زنده كند ، و او را بر بنى اسرائيل رسول قرار مىدهم . عمران اين موضوع را به زنش حنّه گفت . وقتى كه حنّه حامله شد گمان كرد كه به پسر حامله گرديده است ، ولى وقتى كه وضع حمل نمود . گفت : خدايا اين فرزند دختر است و پسر مثل دختر نيست زيرا دختر نمىتواند رسول باشد .
خداى تعالى مىگويد : خدا بهتر مىداند كه او چه زاده است ! پس وقتى كه خداوند عيسى ( ع ) را به « مريم ( س ) » عطا كرد ، همان بشارتى كه خداوند به عمران داده بود به تحقّق پيوست .
پس اگر ما در مورد كسى مطلبى را گفتيم و بعد آن مورد در فرزندش يا فرزند فرزندش تحقّق پيدا كرد آن را انكار نكنيد « 1 » .
وقتى حنّه گمان كرد كه به او حمل پسرى وعده داده شد و اكنون به پسر باردار است او را براى خدمت به بيت المقدس نذر كرد و گفت :
رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ ما فِي بَطْنِي مُحَرَّراً
خدايا من نذر كردهام كه آنچه كه در شكم من است براى تو آزاد كرده شود ، يعنى از خدمت كردن به پدر و مادر آزاد شود ، تا عبادتكنندگان تارك دنيا را خدمت كند .
يا اينكه محرّر يعنى مختار و آزاد باشد ، يا پاكيزه و راست نگهدارنده باشد « محرّر » از حريّت است در مقابل رقيّت ، يا به معنى اين است كه چيزى مختار باشد ، يا اينكه از تحرير كتاب ، به معنى راست كردن و درست كردن خطوط و نقوش كتاب مىباشد .
و ذكر كردهاند كه « محرّر » وقتى كه آزاد مىشود او را در كنيسه
هامش
( 1 ) نور الثقلين : ج 1 / ص 278 / ح 119