اين است كه محبوبيّت شما براى خدا لازمهء پيروى از رسول است ، كه بعد از محبّت ثابت و راسخ نسبت به خدا حاصل مىشود . پس كسى كه براى او چنين محبّتى وجود نداشته باشد ( محبوب خدا نخواهد بود ) ؛ مانند بيشتر اهالى كوهها و روستاها و كردها و عربها و امثال آنها كه از محبّت جز دوستى خوردنى و آشاميدنى و جماع نمىفهمند ، يا اينكه تا حدّى محبّت دارند ولى محبّتشان فقط نسبت به ارواح خبيث ( روانهاى ناپاك ) است ، يا اينكه ارواح طيّبه و خبيثه ( روانهاى پاك و ناپاك ) را با هم دوست دارند ؛ و به اين موضوع علم دارد يعنى مىداند كه او به ارواح خبيثه محبّت مىورزد مانند شيطانپرستها و كاهنها و ثنويّون ( دوگانهپرستها ) كه قائل بد و خداى خير و شرّ هستند ، البتّه محقّقين و مكاشفين و دانشمندان آنها مىدانند كه به ارواح خبيثه دوستى مىورزند .
يا اينكه به اين دوستى آگاهى و احساسى ندارند مانند مرتاضهاى هندى كه رياضت آنها با شرع منافات دارد و گمان مىكنند كه عالم ارواح يكى است و گفتهاند : طريق وصول به آن يا از طريق مراسم شرعى است كه اين راهى دور است ، يا از طريق مخالفت با نواميس و سنّتهاى شرعى است كه اين نزديكترين راه است .
و مانند كسانى كه با بيعت خاصّ ، با كسانى بيعت كردهاند كه اهليّت بيعت را نداشتهاند . مثل پيروان سلسلههاى باطل ، كه آثار حقّ آنها در دست باطلكاران يا متشبّهان به حقّ مانده است ؛ كه در اينجا كسانى كه با افراد باطل بيعت كردهاند نخست محبّت صادقى داشتند ولى بعد از گردش به سوى باطلها دوستى آنان از نوع محبّت شيطانى شد ، و محبّت تمام اين فرقهها نسبت به ارواح خبيثه و مظاهر انسانى آن شديد است و محبّت الهى نيست . اينان و كسانى كه اصلا محبّت ندارند محبوب خدا نمىشوند خواه در ظاهر پيرو رسول صلّى اللّه عليه و آله باشند يا نباشند . و آنكه محبّت او الهى باشد ، و ليكن محبّت راسخ نداشته باشد مانند بيشتر افراد
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 226
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٢٢٦