تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
ترسيديد در اين سخن خطاب به جمع نمود نه به زوجين ، زيرا مصلحين و حكّام نيز اين گمان را دارند ( كه حقوق الهى را بر پا ندارند ) ، و از طرفى حرام بودن عدم اقامه حدود الهى متعلّق به همه است پس خطابى كه درباره نفى حرج آورده نيز سزاوار است كه به همهء آنان باشد .
أَلَّا يُقِيما
پس از آن كه خوف را نسبت به جماعت داد به طريق خطاب ، اينجا عدم اقامهء حدود الهى را به زوجين نسبت داد به طريق غيبت ، براى اين كه اشاره داشته باشد به اين كه خوف اگر چه شامل حكّام و مصلحين به تبعيّت از زوج‌ها مىشود ولى اقامهء حدود زوجيّت جز از زوج و زوجه از كس ديگر ساخته نيست .
حُدُودَ اللَّهِ فَلا جُناحَ عَلَيْهِما
پس از آن كه براى جماعت پس گرفتن را حلال ندانست و پس از آن كه ترس و خوف را به طريق خطاب به جمع نسبت داد حقّ عبارت اين است كه چنين گفته شود : « فلا جناح عليكم » يعنى باكى ( باكى بر شما نيست ) زيرا نفى حرج بايد از كسى باشد كه عدم حليّت ( حلال نبودن ) به آنها نسبت داده شده ، ولى اينجا نفى ايراد از زوجين شده است ، و اين بدان جهت است كه اشاره به اين كند كه كسى كه بالاصاله و واقعا در حرج و دشوارى قرار مىگيرد عبارت از زوجين هستند ، و حرج غير زوجين تابع حرج آن دو است .
فِيمَا افْتَدَتْ بِهِ
طبق احكام مذكور از احكام قصاص و ما بعد آن ، يا ما قبل و ما بعد آن ، يا طبق احكام زوجيّت فقط ، رواست مهريه را ببخشد
تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ
يعنى حدود حمايت خداوند اين است .
فَلا تَعْتَدُوها وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ
پس تعدّى نكنيد كه هر كه از حدود خدا تجاوز كند ظالم است ، چه هيچ ظلمى خارج از تعدّى نيست ، زيرا ظلم كه عبارت از منع حقّ از مستحقّ دادن آن به غير مستحقّ است تجاوز از حدّ خداست ، چنانچه تجاوز از هر حدّى منع از حقّ و دادن آن به غير مستحقّ است .