اجازهء شوهر ، و روزهء مستحبّى نگيرد مگر با اذن او ، و خود را از او منع نكند اگر چه بر پشت پالان شتر باشد ، و از خانهاش بدون اجازه خارج نشود ، پس اگر بدون اجازه خارج شود ملائكههاى آسمان و زمين و ملائكه غضب و ملائكه رحمت او را لعن مىكنند تا اينكه به خانهاش بر گردد .
پس زن سؤالكننده گفت : يا رسول اللّه چه كسى بزرگترين حقّ را بر مرد دارد ؟ فرمود : پدر و مادرش ، گفت : چه كسى بزرگترين حقّ را بر زن دارد ؟ فرمود : شوهرش ، زن گفت : من چه حقّى بر مرد دارم ، مانند آن حقّى كه او بر من داشت ؟ فرمود : از هر صد حقّ به يكى هم نمىرسد .
پس زن گفت : سوگند به خدائى كه تو را به حقّ به نبوّت برانگيخت هيچ مردى رقبهء مرا تا ابد مالك نمىشود « 1 » .
وَ اللَّهُ عَزِيزٌ
يعنى شايسته نيست كه مردان زنان را مؤاخذه كنند از جهت نادانى و قصور آنها در كارها بعد از آن كه خداوند مردان را بر زنها برترى داده است ، زيرا كه خدا عزيز است و هيچ مانعى از ارادهء او منع نمىكند ، و خداوند شما را به قصور و تقصيرتان مؤاخذه نمىكند .
حَكِيمٌ
يعنى از اين كه خداوند فطرت مردان را برتر از زنان قرار داده ، و مردان را امر به تصدّى امور زنان كرده ، و فطرت زنان را محكوميت در مقابل همسران قرار داده است ، همهء اينها حكمتها و مصلحتهائى دارند ، پس محكومها از محكوم بودنشان نبايد خارج شوند و حاكمها نبايد در حكومتشان تعدّى و تجاوز نمايند .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 229 ]
الطَّلاقُ مَرَّتانِ فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ وَ لا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَأْخُذُوا مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ شَيْئاً إِلاَّ أَنْ يَخافا أَلاَّ يُقِيما حُدُودَ اللَّهِ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ يُقِيما حُدُودَ اللَّهِ فَلا جُناحَ عَلَيْهِما فِيمَا افْتَدَتْ بِهِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَعْتَدُوها وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ( 229 )
هامش
( 1 ) برهان : ج 1 ، ص 220 .