وَجْهِيَ لِلَّهِ
وجه خود را به خدا به سبب اسلام ، و اين وصفى است كه هيچ كس منكر آن نيست پس وجهى ندارد كه شما در دين اسلام با من به جدل برخيزيد .
و مقصود از « وجه » ذات است ، زيرا شيئيّت چيزى به صورت است نه به مادّه ، و صورت هر چيزى فعليّت آخر آن است ، و فعليّت آخر ، چيزى است كه به سبب آن توجّه حاصل مىشود ، چنان كه وجه بدن چيزى است كه به سبب آن توجّه ، حاصل مىشود .
وَ مَنِ اتَّبَعَنِ
عطف بر ضمير مرفوع است و با ضمير منفصل تأكيد نشد ، بدين جهت بين آن و معطوف عليه فاصله واقع شده است ، يا عطف بر « اللّه » است ، يعنى خالص كردم وجه خودم را براى خدا و براى كسى كه از من پيروى نمايد يا تسليم كردم وجه خودم را به خدا و به كسى كه پيروى از من بكند ، زيرا كه مسلمان و مؤمن داراى دو وجه است ، رويى به سوى خدا دارد به سوى خلق ، و اسلام اقتضاى آن را دارد كه ، اخلاص وجه براى خدا و تسليم وجه به سوى او ، و همچنين اخلاص وجه به خلق خدا و تسليم وجه به سوى آنان را داشته باشد .
وَ قُلْ لِلَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ وَ الْأُمِّيِّينَ
« امّيّين » يعنى كسانى كه كتاب و نبىّ ندارند يعنى كسانى كه براى آنان از كمالات انسانى جز انتساب به مادر چيزى حاصل نشده است .
أَ أَسْلَمْتُمْ
يعنى پس از آن كه براى آنان ذكر كرد كه اسلام مقتضى اخلاص وجه براى خداست ، و آن وصفى است كه مطلوب هر عاقلى است ، اكنون جاى آن داشت كه دربارهء اتّصاف آنان به اسلام پرسيده شود لذا فرمود : آيا مسلمان شديد ، يا توجّهتان را به طور خالص به سوى خدا قرار داديد ؟
فَإِنْ أَسْلَمُوا
يعنى اگر مسلمان يا مخلص شدند . . . و اين تحريك و تهييج آنان است كه اسلام بياورند ،
فَقَدِ اهْتَدَوْا
در اين صورت محقّقا