تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
در قول خدا :
أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ
« 1 » يعنى آيا پروردگارت كافى نيست كه او بر هر چيز گواه است .
أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ
يعنى ذات ملائكه و صاحبان علم ، زبان حالشان و زبان گفتارشان اين است كه جز او خدايى نيست . و ممكن است عطف بر مستثنى باشد به نحوى كه منافى توحيد يا مستلزم تعدّد آلهه نباشد . و قول خداى تعالى :
قائِماً بِالْقِسْطِ
از حيث معنى عدل قائم به مجموع است يا قائم به خدا ، و از حيث اعراب صفت براى اسم « لا » مىباشد يا حال است از مستثنى يا مستثنى منه است و معنى آيه اين است : شهادت دادن خدا در حالى كه كفايت‌كنندهء خلق است به سبب قسط و عدل يا اقامه‌كنندهء عدل است . چنان كه امام باقر ( ع ) مىفرمايد : كه صاحبان علم عبارت از انبيا و اوصياست و آنان قائم به قسط هستند « 2 » . . . مؤيّد قيام به مجموع است . و براى رفع توهّم تعدّد خدايان بنا بر احتمال عطف ملائكه بر مستثنى ، توحيد را با اين گفتار تأكيد نمود كه :
لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
بدون عطف ، گويا كه گفته شده است : از اين معنى لازم مىآيد تعدّد آلهه ( خدايان متعدّد ) و آن منافى توحيد است ، پس خداوند فرمود :
لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
زيرا الوهيّت براى ملائكه و صاحبان علم نيست مگر به ظهور خداوندگارى خود خدا ، و الوهيّت آنها مغاير با الوهيّت اللّه نيست تا تعدّد خدايان لازم بيايد .
الْعَزِيزُ
يعنى خداوند غالب كه با وجود او مجالى براى خداى ديگر نيست .
الْحَكِيمُ
او آن كسى است كه موجودى را مظهر الهيّت خودش
هامش
( 1 ) فصلت : آيه 53 . ( 2 ) عياشى : ج 1 / ص 165 / ح 18 .