دربارهء بنى اسرائيل نازل شده است كه در يك ساعت از اوّل روز چهل و سه پيامبر را كشتند ، پس يك صد و دوازده نفر از عبّاد بنى اسرائيل بلند شدند و كسانى را كه پيامبران را كشته بودند ، امر به معروف و نهى از منكر نمودند ، اين عدّه را نيز در آخر همان روز كشتند . ( اين چنين از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله روايت شده است « 1 » ) . ولى آيه ، در مورد هر كسى كه مثل آنان و هم سنخ آنها باشد جريان دارد ، و همچنين در مورد هر كس كه پيامبر باطنى و پيروانش را بكشد ، مشمول اين آيه مىشود اگر چه در خارج پيامبر ، يا تابع پيامبر را نكشته باشد . و اين كنايه از كسانى است كه بعد از وفات رسول صلّى اللّه عليه و آله متعرّض قتل ائمّه و پيروان آنها شدند .
[ سوره آلعمران ( 3 ) : آيه 22 ]
أُولئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ ( 22 )
ترجمه :
( 3 / 22 )
آنهايند كه اعمالشان در دنيا و آخرت تباه و ضايع گرديد و براى رهائى آنها از شكنجه ياورى نخواهد بود .
تفسير :
أُولئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ
يعنى عملهايشان باطل شده و به هدر رفته است ،
أَعْمالُهُمْ
بدان كه عمل در مقابل علم است و آن عبارت است از چيزى كه بر اعضا ظاهر مىشود و مسبوق به قصد عملكننده است ، خواه آن عمل گفتار يا كردار باشد يا چيزى كه از نفس در باطن صادر شود ، از قبيل مجاهدات باطنى . و هر يك از آن دو به خودى خود باقى نمىماند . ولى نفس به يك كيفيّت جوهرى ، متّصف مىشود كه صادركننده و مصدر آن دو مىگردد ، سپس آن كيفيّت از عامل و نفس رو به فزونى مىنهد ، و آن كيفيّت در دنيا و آخرت با نفس باقى مىماند ، و ثمرهء
هامش
( 1 ) صافى : ج 1 / ص 300 .