تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
حاصل شود كه آن متنى باشد كه به مقصود برسد . امّا از آنجا كه ممكن است لفظ نصّ و لفظى كه احتمال يك معنى بيشتر در آن نيست به كار رود ، لذا گاهى لفظى استعمال مىشود كه متشابه است و وجوه متعدّدى در آن محتمل است . گاهى اين نوع سخن گفتن اغراض صحيح عقلانى در بر دارد تا جايى كه آن را از محسّنات كلام شمرده‌اند . 2 - اگر موضوع سخن از امور غيبى باشد ، در اين عالم مشابهى ندارد ، چون امور غيبى مقدّرات و مجرّداتش نورانى است و همهء آنچه كه در اين عالم است ظلمانى است و به هيچ وجه مناسبتى بين امور نورانى و ظلمانى نيست بلكه اگر موجود نورانى ظاهر شود موجود ظلمانى را از بين مىبرد و لذا خداى تعالى فرمود :
وَ لَوْ أَنْزَلْنا مَلَكاً لَقُضِيَ الْأَمْرُ
« 1 » زيرا موجودات نورانى وقتى كه با وجودشان در اين عالم ظاهر شوند هر چه را كه در اين عالم وجود دارد از بين مىبرند ، در اين صورت تعبير از اين معانى ممكن نيست مگر با مثلها ، و تصوير به مثلها ممكن نيست مگر با عبارات متشابه كه محتاج به تأويل است . مانند خوابى كه محتاج به تعبير باشد ، كه خواب نيز تصوير آن چيزى است كه در آن عالم نزد ادراكات اخروى به صورت مثل وجود دارد لذا خواب حتما محتاج به تعبير است ، و آن تأويل و اين تعبير جائز نيست ، مگر از شخص بينا كه به وجوه مناسبت بين امثال و آنچه مورد مثل است آگاه باشد . به امير المؤمنين ( ع ) نسبت داده شده است ، كه فرمود : بدان كه راسخين در علم كسانى هستند كه خداوند آنان را بىنياز كرده است از اينكه با سختى و شدّت بكوشند كه سدّها و پرده‌هايى كه بر مغيبات كشيده مىشود كنار بزنند و آنان ( بجاى اين مشقّت ) به همهء آنچه كه از غيب در نظرشان پوشيده بوده و تفسيرش را نمىدانستند ، اقرار كرده ،
هامش
( 1 ) انعام : آيه 8
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 194 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى