تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
ناميده مىشود امر وحدانى فرض كرده است ( يك امر ) ، و اين فرض مقتضى وحدت در چيزى است كه به آن نسبت داده مىشود نه مقتضى جمع و نيز از جهت اينكه مجموع محكمات از حيث اجتماع ، اصل واحدى را براى كتاب تشكيل مىدهند ، و هر يك از آنها اصل مستقلّى حساب نمىشود
وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ
و ديگر آيات متشابه هستند ، و ليكن كسانى كه در قلبشان رو گرداندن از حقّ و انحراف از جهت قلب و آخرت هست .
فَيَتَّبِعُونَ
از عالم كبير تنها متشابهات آن را كه موجودات اين جهان و زينت دنيا بوده و به سرعت تباه مىشوند و همچنين موجودات ملكوت سفلى و صحنه‌سازىهاى آنها را پيروى مىكنند ، و از عالم صغير نيز متشابهاتش را پيروى مىكنند كه عبارت است از شهوات فانى كه با دردها و رنج‌ها آميخته است و ادراكات شيطانى و افعال و اقوال كه منحرف يا مشتبه به انحراف است . و از احكامى كه با آراء باشد فاسدشان مشابهت دارد و يا تأويل آنها به نفع آراءشان ممكن و محتمل مىباشد پيروى مىكنند . و از قرآن نيز متشابهات آن را كه موافق با اوهام آنان بوده يا تأويل آن به نفع اين اوهام ، ممكن بوده است پيروى كرده‌اند . پس آنان محكمات كتاب را رها مىكنند و
ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ
آنچه را كه متشابه است پيروى مىكنند ، و با اين عمل فتنه‌جوئى مىكنند ، چه اينكه احساس به فتنه‌جوئى داشته باشند يا نداشته باشند ، زيرا طلب فتنه مانند طلب رضاى خدا گاهى ناشى از قصد و احساس است و گاهى بدون قصد است ، زيرا آنان كه در دار نفس و جهنّم‌هاى طبع واقع شده‌اند جز فاسد كردن زمين عالم صغير و كبير و هلاك كردن زراعت و نسل ، چيزى از آنها پديد نمىآيد ، و با هر قول و فعلى ، آن فساد كردن شدّت پيدا مىكند و آن اشتداد ، همان طلب فساد است . خواه اصلا احساس به اصلاح و افساد نداشته باشند و خواه علم داشته باشند