براى اين است كه خداوند بر زن و كودك خروج از رحم را آسان كند . . . . تا آخر حديث « 1 » .
و رفتن ملائكه به داخل رحم از راه دهان كنايه از دخول ملائكه از آن جهتى است كه بقاى مادر به آن بستگى دارد ، و آن عبارت از جهت غيبى است و گرنه در عالم طبيعت جهتى و سمتى براى دخول و خروج ملائكه نيست ، زيرا ملائكه خارج از جهات است و محدود به جهات نمىشود « 2 » .
نوشتن قضا و قدر از لوحى كه به پيشانى مادر مىخورد كنايه از استنباط آن چيزى است كه بالقوه است ( و بعدا به فعل مىرسد ) از محلّى كه آن قوّه در آن است ( جنين ) و تاثيرپذيرى آنچه بالقوه است از محلّ ( جنين ) ، به سبب آثار آن مىباشد ، و شرط بداء براى اين است كه گاهى چيزى كه بالقوه باشد به وسيلهء سببهاى خارج از محلّ تأثيرپذير مىگردد .
لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
جمله حاليه است يا استينافيه در موضع تعليل ( يعنى به علّت اينكه جز او خدايى نيست اين گونه به آفرينش مىپردازد )
الْعَزِيزُ
چون او بزرگ و با عزّت است پس هيچ مانعى نمىتواند از تصوير آنچه را كه خدا بخواهد در رحم ترسيم كند ، جلوگيرى نمايد .
الْحَكِيمُ
و او بر طبق حكمت عمل مىكند ، يعنى به تصوير و ترسيمى نمىپردازد مگر به همان صورتى كه استعداد كودك آن را اقتضا مىكند ، و طبق مصالحى كه به كودك يا به جهان بر مىگردد ، مىآفريند .
[ سوره آلعمران ( 3 ) : آيه 7 ]
هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ ( 7 )
هامش
( 1 ) صافى : ج 1 / ص 293
( 2 ) صافى : ج 1 / ص 293