پس ملائكه مىگويند : پروردگارا چه بنويسيم ، خداوند به آنها وحى مىكند سرتان را بلند كنيد به سر مادرش نگاه كنيد ، پس سرشان را بلند مىكنند ناگهان لوحى را مىبينند كه به پيشانى مادرش مىخورد پس به آن لوح نگاه مىكنند و در آن لوح ، صورت و زينت و مرگ و پيمان او مىبينند كه آيا بدبخت و يا خوشبخت است و جميع مراتب او را تشخيص مىدهند . امام فرمود : يكى از آن دو ملائكه بر ديگرى املا مىكند ، پس همهء آنچه را كه در لوح وجود دارد مىنويسند ، و در آنچه كه نوشتهاند بداء را شرط مىكنند ، سپس نوشته را تمام كرده بين دو چشم آن مخلوق مىگذارند سپس او را در شكم مادر مىايستانند . امام فرمود :
چه بسا كه سركشى كند و بيفتد و اين معنى محقّق نمىشود مگر در هر سركش و ياغى .
و آنگاه كه وقت بيرون آمدن كودك برسد . . . . تا آنجا كه گفت :
ملائكه بانگ مىزنند كه كودك از آن مىترسد و وارونه مىشود و پاهايش بالاى سرش مىآيد و سرش به پائين شكم قرار مىگيرد ، و اين
هامش
متكلّمان انتساب بداء به اين معنى را كفر به ذات حقّ مىدانند و از طرفى در شرايع اين گونه امور ديده شده است . لذا در توجيه و تفسير آن دربارهء خدا به فكر افتاده و گفتهاند : بداء در مورد ذات خدا به اين معنى است كه بندگان امرى و حكمى را طورى تصوّر كنند درحالىكه در لوح محفوظ غير از آن باشد و چون آنچه مرقوم در لوح محفوظ است از بندگان مخفى است لذا به آن توجّهى ندارند و خلاف آن را در لوح محو و اثبات و يا عالم قدر مشاهده مىكنند ، و موقعى كه براى آنان آنچه در لوح محفوظ مضبوط و مرقوم است ، معلوم و خلاف آنچه فكر مىكنند آشكار شد ، گمان برند بداء حاصل شده است .
اعتقاد به بداء بر اساس آيهيَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ( سوره رعد : 39 ) طرح شده و از معتقدات شيعه اثناعشريه است ( فرهنگ علم كلام ، ص 76 به نقل از ترجمه كشف المراد ، ص 447 و المقالات و الفرق ، ص 78 و الشيعة بين الأشاعرة و المعتزلة ، ص 230 ) .