نيست كه به هر كار توانا و بر همه چيز داناست .
تفسير :
هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ
حال است يا مستأنف است و جواب سؤالى كه تقدير آن چنين است : آيا باطن اشيا را در آسمان و زمين مىداند ؟ يا جواب سؤال از علّت اثبات حكم است ، يعنى خداوند ظواهر آن چه كه در عالم است مىداند ، زيرا اوست كه در رحم مادر به شما صورت مىدهد .
فِي الْأَرْحامِ كَيْفَ يَشاءُ
پس او باطن اشيا و چيزهايى را كه هنوز موجود نشدهاند مىداند ، پس چگونه ظواهر اشيا را نداند كه در عالم موجود شدهاند .
و ارحام ، اختصاصى به رحمهاى مادران جسمانى ندارد ، زيرا كه نفوس حيوانى و بشرى ، رحمهاى لطيفهء سيّارهء انسانى است كه خطاب خدا متوجّه به آنها مىشود . بلكه موادّ بعيده از قبيل دانهها و گوشتها و حبوبات و ميوهها كه غذاى انسانها مىشود و كيلوس « 1 » و كيموس « 2 » و خونهايى كه در رگها و اعضا جارى مىشود ، و خونهايى كه شبيه به اعضا هستند همهء اينها رحمهايى براى نطفه هستند ، نطفههايى كه در مراتب جنين بودنشان رحمهاى نفوس حيوانى و بشرى و لطيفهء انسانى مىباشند ، و مراتب عالى نفس انسانى هر كدام به وجهى رحم مرتبه بالاتر از خودش مىباشد . به همين جهت دربارهء « بطن » اخبارى وارد شده است ، كه خوشبخت در بطن مادرش خوشبخت است و آن به ولايت تفسير شده است ، زيرا انسان تا وقتى كه بيعت خاصّ ولوى و قبول دعوت باطنى ننموده و تحت ولايت تكليفى قرار نگرفته باشد ، حال او
هامش
( 1 ) كيلوس مأخوذ از يونانى ، عصاره ، مايع ، غذايى كه در حين گوارش از معده وارد رودهء كوچك مىشود و در آنجاست تأثير شيرههايى كه داخل آن مىگردد به صورت مايعى شبيه شير در مىآيد .
( 2 ) كيموس - پخت غذا در معده ، غذايى كه در معده پخته .