فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً
اگر بعضى ، بعضى را امين بدانند در سفر ، يا مطلقا در داد و ستد و تداين به اينكه نوشتن و گرو گرفتن را ترك كند ، يا در دادن مالى كه گرو گذاشته مىشود ، يا در همه امانتها .
فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ
يعنى بدهكار يا به طور مطلق كسى كه به او اعتماد شده است
أَمانَتَهُ
دينش را بپردازد ، دين را امانت ناميده به جهت اينكه قرضدهنده ، قرضگيرنده را امين مىداند ، يا اينكه مقصود مطلق امانت است .
وَ لْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ
بايد در خيانت و فريب دادن ، از خدا بترسد .
وَ لا تَكْتُمُوا الشَّهادَةَ
وَ مَنْ يَكْتُمْها
شهادت را نپوشانيد ، كه مورد خطاب شهود مىباشند ( يعنى شهود ، شهادت را نپوشانند ) .
وَ مَنْ يَكْتُمْها
كسى كه شهادت را كتمان كند - بدون انگيزهء شرعى كه كتمان را جائز گرداند .
فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ
او دلش گناهكار است . در نسبت دادن گناه به قلب مبالغه در گناه است ، زيرا كه گناه از جانب نفس بر اعضاء ظاهر مىشود . و امّا قلب كه مقابل نفس است مبرّاى از گناه است ، و قلب به معنى نفس اگر چه منشأ گناه است ولى گناه به آن نسبت داده نمىشود بلكه گناه يا به شخص و يا به اعضاى شخص نسبت داده مىشود ، و در نسبت دادن گناه به قلب ، ايهام و اشارهء به اين معنى است كه گناه از اعضاى شخص به نفس ، و از نفس به قلب كه از گناه پاك است ، سرايت كرده است .
و از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خبرى است كه از كتمان شهادت نهى كرده و فرموده است : كسى كه شهادت را كتمان كند خداوند گوشت او را بر رءوس خلايق ، اطعام مىكند و آن قول خداى عز و جلّ است :
وَ لا تَكْتُمُوا الشَّهادَةَ وَ مَنْ
يَكْتُمْها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ
« 1 » .
هامش
( 1 ) صافى : ج 1 / ص 286