وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
پس ضرر زدن و تقواى شما را مىداند ، اين عبارت تهديد و ترغيب است ، بعضى گفتهاند : در سورهء بقره پانصد حكم است كه 15 حكم آن در اين آيه است .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 283 ]
وَ إِنْ كُنْتُمْ عَلى سَفَرٍ وَ لَمْ تَجِدُوا كاتِباً فَرِهانٌ مَقْبُوضَةٌ فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمانَتَهُ وَ لْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَ لا تَكْتُمُوا الشَّهادَةَ وَ مَنْ يَكْتُمْها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ ( 283 )
ترجمه :
( 2 / 283 )
و اگر در سفر باشيد و نويسندهاى ( براى سند قرض و معامله نسيه ) نيابيد براى وثيقهء دين گروى گرفته شود اگر برخى ، برخى را امين داند و به آن كس كه امين شناخته است امانت بسپارد و از خدا بترسيد و به امانت خيانت نكنيد و كتمان شهادت ننمائيد كه هر كس كتمان شهادت كند البته به دل گناهكار است و خداوند به آنچه كه انجام مىدهيد داناست .
تفسير :
وَ إِنْ كُنْتُمْ عَلى سَفَرٍ
يعنى در حين داد و ستد و قرض دادن و گرفتن
وَ لَمْ تَجِدُوا كاتِباً
كسى پيدا نكرديد كه براى شما نوشتهاى بنويسد كه وثيقهء امر باشد
فَرِهانٌ
پس اخذ گروى به عنوان وثيقهء شما باشد كه تقدير عبارت « فالوثيقة رهان » مىباشد ، يا چيزى مناسب مقام تقدير گرفته مىشود مثل كلمهء « مأخوذ » و « رهن » با دو ضمّه ، و « رهن » با ضمّ راء و اسكان عين ، و همهء اينها جمع رهن است .
مَقْبُوضَةٌ
شيعهء اماميّه همه اتّفاق دارند كه شرط لزوم در رهن قبض است « 1 » .
هامش
( 1 ) قبض منظور آن است كه مديون شىء مورد گرو را كه بايد مالكيت داشته باشد و قابل تصرف باشد به اختيار و تصرف داين بدهد ( منظور از داين من له الحق و منظور از مديون من عليه الحق و منظور از دين حق است ) . مواد 771 و 772 قانون مدنى . . . .