تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
مضارع بعد از آن منصوب نشده ، از اين رو اين « واو » را « واو » استيناف قرار داده‌اند مانند
لِنُبَيِّنَ لَكُمْ وَ نُقِرُّ فِي الْأَرْحامِ
و مانند « لا تأكل السّمك و تشرب اللّبن » بنابراين كه « تشرب » مرفوع باشد ، و مقصود از استيناف قرار دادن « واو » اين است كه آن جمله از حيث لفظ مرتبط به جملهء سابق بر خودش نيست نه اينكه از حيث معنى از ما قبل خودش منقطع باشد ، زيرا معنى مانند « لا تأكل السّمك و تشرب اللّبن » اين است كه جمع بين خوردن ماهى و نوشيدن شير نبايد بشود ، خواه « تشرب » مرفوع باشد ، و خواه منصوب ، و اين معنى استفاده نمىشود مگر اينكه « واو » به معنى « مع » باشد . ولى وقتى كه منصوب است بعد از واو « أن » مقدّر مىشود ، و در حالت رفع « أن » تقدير گرفته نمىشود . و مثل همين مثال است « واو » در اين آيه ، زيرا اين عبارت پيشى علم بر تقوا را بيان مىكند ، اعم از اينكه گفته شود : اتقوا اللّه يعلّمكم اللّه يا گفته شود : و يعلّمكم اللّه با نصب يا رفع . پس « واو » مفيد معنى معيّت و همراهى است ، به گونهء معيّت غايت با مورد غايت . و چون ما بعد « واو » منصوب نيست چنان كه در « واو » به معنى « مع » منصوب مىشود از آن جهت گفتند « واو » براى استيناف است . در واقع اين مورد مانند « حتّى » است كه بر مضارع مرفوع داخل شود كه در آنجا گفته مىشود كه « حتّى » براى استيناف است با اينكه در آنجا ارتباط ما قبلش موجود است . و چون تقوى با جميع مراتبش پشت كردن به نفس است كه معدن جهل است و رو آوردن به سوى عقل است كه باب علم مىباشد ، لذا تقوى مستلزم علم و ازدياد آن است چنان كه در قول خداى تعالى است : « اگر تقواى خدا را داشته باشيد خداوند براى شما فرقان ( قدرت فرق و تشخيص ) قرار مىدهد « 1 » » يا قول خداى تعالى : « كسى كه از خدا بترسد خداوند راه نجات ( از گرفتاريها ) را براى او مىگشايد ، و او را از جائى كه گمان نمىبرد روزى مىدهد « 2 » » .
هامش
( 1 ) سوره انفال ، آيه 29 ( 2 ) سوره طلاق ، آيه 2مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ