دور است چون ديگر با نوشتن وثيقه و گرو گرفتن چند برابر حقّ نمىخواهد ، و از تفريط به دور است چون از نوشتن و شاهد گرفتن كوتاهى نشده است .
وَ أَقْوَمُ
از « قام المرأة » به معنى اين است كه امور او را كفايت مىكند ، يعنى نوشتن كافىتر است
لِلشَّهادَةِ
از براى شهادت ، كه اعمّ از يادآورى دقايق و نكات معامله و مقدار حقّ و مدّت آن و غير اينها مىشود .
وَ أَدْنى أَلَّا تَرْتابُوا إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجارَةً
و دور تر است از اينكه بعدها مورد شك قرار گيرد .
( إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجارَةً )
. از قول خداى تعالى « فاكتبوه » چنين بر مىآيد كه دين ( وام ) را در هر حال بنويسيد مگر اينكه تجارت باشد
حاضِرَةً
« حاضرة » منصوب است بنا بر قرائت نصب « تجارة » و تقدير گرفتن اسم « تكون » ضميرى كه به تجارة برگردد كه ضمنى ذكر شده است يا اينكه معنى چنين باشد : مگر اينكه تجارت حاضرى باشد كه « تديرونها » بنابراين كه « تديرونها » مرفوع باشد و « تجارة » را فاعل « تكون » به تقدير بگيريم اگر تامّه باشد و اسم « تكون » فرض كنيم اگر فعل ناقص باشد ، و « تديرونها » خبر « تكون » مىشود ، و ممكن است عامل مستثنى محذوف باشد و جواب سؤالى باشد كه تقديرش اين است : هر تجارتى بايد نوشته شود ، مگر اينكه تجارت تجارت حاضرى باشد ، كه آن را خودتان اداره مىكنيد . يعنى معامله نقد و دست به دست ميان شما انجام گيرد ( كه در آن صورت نوشتن ضرورتى ندارد ) .
بَيْنَكُمْ
و توصيف تجارت به حضور و قابل دسترسى و اداره ، از قبيل وصف حال متعلّق به موصوف است ، يعنى وقتى كه مورد تجارت ( ما به التّجاره ) حاضر و در دسترس باشد نوشتن ضرورت ندارد .
يا اينكه مقصود از تجارت آن مالى است كه بهوسيله آن تجارت مىشود و معنى دور زدن ، و اداره كردن اين است كه بايع ( فروشنده ) ثمن ( بها ) را از مشترى بگيرد و مشترى مبيع ( كالا ) را از بايع بگيرد .
فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَلَّا تَكْتُبُوها
كه در اين صورت آن را ننويسيد