تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
مستقرّى است كه صفت « كاتب » مىباشد .
وَ لا يَأْبَ كاتِبٌ
يعنى هيچ كس از نويسندگان ، ابا نكند
أَنْ يَكْتُبَ كَما عَلَّمَهُ اللَّهُ
كه بنويسد همان گونه كه خداوند به او نوشتن آموخته است و نوشتنى كه خدا آموخته است كتابت به عدل است ، يا نوشتنى كه مشابه تعليم خدا در نوشتن است ، يا مشابه مطلق تعليم خداست ، يعنى در نوشتن بايد تعليم خدا را نصب العين قرار دهد تا اينكه نوشتن ، نوعى سپاسگزارى از تعليم خدا باشد ، و اين معنى مقيّد تعليل است ( علّت ضرورت نوشتن ، سپاسگزارى است ) و هيچ كاتبى نبايد از نوشتن ، به جهت آن كه در واقع ، خدا نوشتن را به او آموخته است ، ابا كند .
فَلْيَكْتُبْ
پس بايد بنويسد . در اين آيه چهار مرتبه لفظ كتابت را آورده است ، تا تأكيد بر نوشتن و اهميّت آن باشد .
وَ لْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ
و كسى كه حق بر گردن اوست بايد املاء كند و كاتب بنويسد زيرا كه شهادت و اقرار ، عليه او صورت مىگيرد .
وَ لْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ
و از خدا بترسد و چيزى كه به صاحب حقّ ضرر برساند تلقين نكند
وَ لا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئاً
در حقّ يا از نوشته چيزى كم نكند .
فَإِنْ كانَ الَّذِي
عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهاً
پس آن كه بدهكار است اگر سفيه و در مال ممنوع باشد
أَوْ ضَعِيفاً
يا ضعيف بود يعنى محجور نبود ولى بين الفاظى كه به نفع اوست و الفاظى كه به ضرر اوست آن چنان كه بايد و شايد فرق نمىگذاشت .
أَوْ لا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ
و خودش توانائى املاء نداشته باشد ، ضمير « هو » تأكيد ضمير مستتر است و فايدهء آن اين است كه استطاعت را از خودش نفى كند نه از كسى كه جانشين اوست .
فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ
يعنى ولىّ كسى كه بر او حقّ ثابت است كه مقصود