امكان سير و ترقى براى آنها وجود ندارد ، يا اينكه خداوند به سبب امراض بدنى و شئون نفسانى آنها را از كسب باز داشته است ( ناتوان كرده است ) ، يا اينكه خود نمىتوانند كار كنند ، يا رسول خدا آنها را از كسب منع كرده است ، يا به سبب تعلّم و عبادت و مهيّا شدن براى جهاد در حالى كه در راه خدا هستند ، از كار منع شدهاند .
در خبر است : آيه در مورد اصحاب صفّه نازل شده است ، و بعضى گفتهاند اصحاب صفّه تقريبا چهارصد نفر بودند كه در آستانه و سكوى مسجد مىنشستند و در شهر جائى و طايفهاى نداشتند ، و به تعلّم و عبادت اشتغال داشتند ، و در هر سريّهاى كه رسول خدا آنان را مىفرستاد ، براى جهاد خارج مىشدند و مىرفتند ، پس خداوند تعالى از جهت اهتمام به آنها و ترغيب بر انفاق بر آنان ، مردم را به انفاق به ايشان ترغيب كرد و در مصارف صدقه تنها به ذكر آنها ( فقرا ) اكتفا كرد « 1 » .
لا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً فِي الْأَرْضِ
نمىتوانند سلوك به آخرت داشته باشند ، يا در كسب رفتار مناسبى داشته باشند .
يَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ
كسى كه جاهل به حال آنان است يا مطلقا جاهل است خيال مىكند كه آنان
أَغْنِياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ
غنى و بىنياز هستند ، چون سؤال نمىكنند .
تَعْرِفُهُمْ
خطاب به رسول صلّى اللّه عليه و آله است يا خطاب به هر كس است كه خطاب بر او صحيح باشد .
بِسِيماهُمْ
سيما از « السّومة » با ضمّه ، و « السّيمة » و « السّيماء » با قصر الف مقصوره و « السيماء » با مدّ ، ( الف ممدوده ) و « السيمياء » با ياء و مدّ ، و با كسر در هر چهار لفظ به معنى علامت است يعنى علامت فقر در سيماى آنان ظاهر است از قبيل بدى حال و زردى صورت ، و رنگ و روى غبار گرفته .
هامش
( 1 ) برهان : ج 1 ، ص 257