تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
اصلاح است . بدان كه خداى تعالى در اينجا جلالت خويش را در چهار موضع با اوصاف مختلف تكرار كرده است . وجه عمومى اين مطلب چنانچه گذشت از جهت اين است كه محبّت مخاطب و لذّت بردن او است كه مقتضى تكرار فكر محبوب مىباشد ، و از سوى ديگر محبّت متكلّم به مخاطب مقتضى طولانى كردن كلام است با بسط و تكرار ، و اختلاف اوصاف از باب اين است كه خصوصيّت مقام آن را اقتضا مىكند ، زيرا نهى از اين كه خداى تعالى را هدف سوگند قرار دهيد مقتضى تهديد است به اين كه خداى تعالى مىشنود هر آنچه را كه انسان مىگويد و از جملهء آنها زيادى سوگندها و مبتذل كردن اسم خداست كه انسان آن را مقدّمهء هواى نفس قرار مىدهد ، و خدا آن را مىشنود و مىداند . و همچنين خدا آنچه را كه در قلب انسان است از حقّ و باطل و دروغ و راست ، مىداند . وجه ديگر منّت نهادن بر بندگان است به اينكه ، بر سوگندهاى لغو مؤاخذه نمىكند . و مؤاخذه كردن بر آنچه كه دلها كسب كرده اقتضا مىكند كه مغفرت نسبت به مؤاخذه ذكر شود ، و حكم نسبت به آن و ترك عجله و رجوع كردن و بازگشتن به احسان به زن ، ذكر شود ، چه بعد از ديدن بدىهاى او و غضبناك شدن بر او ، و سوگند بر ضرر زدن به او و چشم‌پوشى كردن از گناهان زن ، مقتضى ذكر آمرزش و رحمت خداى تعالى است . و عزم طلاق به سبب بقاء غضب بر زن و نظر به گناهان او و به زبان آوردن صيغهء طلاق نشان آن است كه به بدىهاى او علم دارد ، و اين سخن براى آن است كه تا شايد متنبّه شود و زن را ببخشد و از خدا آمرزش خواهد .