وَ لكِنْ يُؤاخِذُكُمْ بِما كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ
يعنى به چيزى كه دلها آن را كسب كرده ، يا به كسب دلهاى شما مؤاخذه مىكند .
اكنون بدان كه عمل چه فعل باشد يا قول ، وقتى كه از نيّت قلبى و اعتقاد جازم به غايتى كه بر آن مترتّب مىشود صادر نشود ، لغو مىباشد ، كه در اين صورت اثر قابل توجّهى از آن در قلب ثابت نمىشود ، و در اينجا صادق نيست كه بگوئيم به هر حال قلب از آن عمل چيزى كسب كرده است .
آنگاه كه عمل ناشى از نيّت قلبى و اعتقاد جازم به غايتى كه بر او مترتّب مىشود باشد ، در مقام تفصيل در نفس پديد مىآيد ، سپس غريزهء شوق ، ميل و عزم و اراده را حركت مىدهد ، و آنگاه اراده ، قوّه محرّكه را به حركت درمىآورد سپس قوّهء محرّكه ، اعصاب را ، سپس رگها و عضلات و اعضاء را و سپس فعل حادث مىشود ، پس از آن عمل از طريق باصره و سامعه به حسّ مشترك منتقل مىشود ، و بعد از آن كه به خيال و واهمه رسيد به مقام اجمال نفس « 1 » مىرسد .
پس با دو بار نقش بستن فعل ( پيش از انجام و پس از آن ) در نفس و آلات نفس ، اثر ثابتى در نفس پديد مىآيد كه درست است بگوئيم كه نفس از آن عمل چيزى را كسب كرده است .
پس معنى قول خداى تعالى
وَ لكِنْ يُؤاخِذُكُمْ بِما كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ
اين است كه خداوند سوگندى را كه موجب ثبوت اثرى در دلهاى شما باشد مورد مؤاخذه قرار مىدهد و اين به سبب عزمى است بر آن سوگندها كه از قلوب شما برخاسته است ، لذا آن سوگندها در دلهايتان و آلات اجراى آن دو مرتبه نقش مىبندد .
وَ اللَّهُ غَفُورٌ
و خدا سوگندهاى لغو را مىبخشد و شما را به آن
هامش
( 1 ) مراتب ادراك از نظر روانشناسى