بر عدم انجام كار نيك صحيح نيست ) .
وَ تَتَّقُوا وَ تُصْلِحُوا بَيْنَ النَّاسِ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
خداوند مىشنود آنچه را كه به آن دهن باز مىكنيد از اين كه ايمان به خدا داريد يا خير ( يا اين كه خدا سوگندهايتان را مىداند ) و به رازهاى درون شما آگاه است پس اگر سوگند شما دروغ و نيّت شما غير صادق باشد شما را مؤاخذه مىكند .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 225 ]
لا يُؤاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمانِكُمْ وَ لكِنْ يُؤاخِذُكُمْ بِما كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ ( 225 )
ترجمه :
( 2 / 225 )
خدا از سوگندهاى لغو شما را مؤاخذه نكند و ليكن مؤاخذه مىكند به آنچه در دل داريد و خدا آمرزنده و بردبار است .
تفسير :
لا يُؤاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمانِكُمْ
يعنى خداوند شما را با آوردن كلامى كه در قسمها به آن اعتنا نمىشود ، يا خطا در قسمها مؤاخذه نمىكند ، و به هر حال « فى ايمانكم » ظرف لغو است و متعلّق به كلمهء « اللّغو » زيرا آن مصدر است و مقتضى اين ظرف مىباشد ، لذا احتياجى به قرار دادن ظرف مستقر كه حال از « لغو » باشد نيست و مقصود قسمهائى است كه كلام را تأكيد مىكند و مرادف نذر و عهد نيست و اثبات و ابطال حقّى را هم نمىكند .
بعضى گفتهاند مقصود از لغو در قسمها خطا و اشتباه در آنهاست بدين معنى كه سوگند راست مىخورد و بعد معلوم مىشود كه خطا كرده و قسم دروغ بوده ، در اين صورت گناه و كفّاره ندارد . و بعضى گفتهاند : مقصود آن سوگندى است كه شخص در حالت غضب ياد مىكند كه در صورت تخلّف از سوگند كفّاره ندارد ، و بعضى گفتهاند : هر سوگندى كه وفاى به آن لازم نيست و دربارهء حقّى هم ياد نشده و كفّاره هم ندارد آن قسم لغو است .