تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦

ترجمه :

( 2 / 265 ) و مثل آنان كه مال خود را در راه خشنودى خدا انفاق كنند و با كمال اطمينان خاطر ، دل به لطف خدا شاد دارند مثل دانه‌اى است كه در زمين شايسته‌اى بريزند و باران‌هاى زيادى به موقع بر آن بارد حاصلى دو چندان كه منتظرند دهد و اگر باران بسيار نيايد اندك اندك بارد تا باز به ثمر رسد و خداوند به كار نيكان بينا و آگاه است .

تفسير :

وَ مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبِيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ
لفظ « من » ( من انفسهم ) براى ابتداى غايت است ، كه بر فاعل داخل شده است . مانند « زعما منهم » كه « من » بر فاعل داخل شده ، و عدم توافق مفعول له ( ابتغاء و تثبيتا مفعول له است ) براى آن است كه عامل در مسند اليه ( ابتغاء مرضات اللّه ) در اينجا بخشيده ( صرف نظر ) شده است ، ( لازم نيست كه مفعول له و مسند اليه در همهء موارد موافق هم باشند ) ، زيرا كه مفعول له تابع است و بخشيده مىشود ( حكم توافق گاهى رعايت نمىشود ) و اين بخشيده شدن حكم توافق در توابع به شرطى كه تابع دوم باشد ( مثل تثبيتا ) معمول است . حالت ديگر اينكه « من » بر مفعول داخل شده است . بدين ترتيب كه در لفظ « تثبيتا » معنى طلب است . يعنى طلب ثبات از خودشان مىكنند . يا اينكه « من » براى تبعيض است و جانشين مفعول به شده است . يعنى تثبيت بعضى از نفس‌هايشان ، گويا كه نفس‌هايشان بر پرهيزگارى در مال و روح پايدار شده است ، كسى كه با مال جهاد نمايد قسمتى از روانش را به طاعت يا به انفاق ثابت مىدارد ، و هر كس با نفسش جهاد كند ، قسمت ديگر را تثبيت كرده است . بدان كه انفاق مثل ساير طاعات اگر انگيزهء آن امرى زايد بر سرشت ( شاكله ) انسان باشد كه مقصود بهره‌گيرى و انتفاع است ، اعمّ از اينكه آن بهره‌يابى ، نزديكى به خدا يا رضاى او يا نعيم او ، يا خلاصى از آتش جهنّم يا غير اين‌ها باشد ، گرچه آن انگيزهء برتر و مباح و مأذون و يا