تفسير :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
اى كسانى كه ايمان آورديد ، با بيعت عمومى و قبول دعوت ظاهرى ، پس از آن كه ( در آيه قبل ) انفاق را مدح نمود و منّ و اذيّت را ذمّ كرد در اينجا خصوصا مؤمنين را از باب لطف و اعتنا به شأن آنها مورد خطاب قرار داد سپس از انفاق مذموم نهى كرد ، گويا كه غير مؤمنين مكلّف نيستند تا نهى متوجّه آنها شود ، پس فرمود :
لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى
صدقههاى خود را با منّت و آزار ، بيهوده نسازيد . بدان كه اگر انگيزهء انفاق صدق انفاقكننده در امتثال امر الهى و بدون شراكت غرضهاى نفس باشد صدقه خواهد بود . ابطال صدقه از جهت صدقه بودن به اين است كه اين صدق در انفاق نباشد ، يا صدق در انفاق باشد ولى بعد از انفاق از بين برود ، پس قول خداى تعالى :
لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ
يعنى صدق در انفاقتان را از بين نبريد .
و آوردن عنوان صدقات به جاى انفاق آگاهاندن به اين نكته است كه شايسته است انفاق مؤمن قرين صدق باشد ، ولى گاهى حالتى پيش مىآيد كه صدق او را از بين مىبرد ، لذا فرمود :
كَالَّذِي يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ
مانند كسى كه مال خود را جهت رياى مردم مىبخشد « رئاء » مفعول له است يا حال . بدان كه اگر انگيزهء عبادتها قرب عابد به خدا باشد ، بدين معنى كه نزديكى و قرب كه مستلزم شدّت حبّ و آن مستلزم خدمت محبوب است سبب عبادت و قيام به خدمت معبود و امتثال امر محبوب شده باشد در اين صورت عبادت است .
و امّا اگر انگيزهء عبادت بهره بردن نفس از خدا باشد ، اگر چه آن بهره قرب خدا باشد عبادت حقيقى نمىشود . و اگر انگيزه بهره بردن نفس از غير است اصلا عبادت نمىشود نه حقيقتا و نه از جهت صورت ، بلكه حرام و و بال مىشود ، از اين رو گفتهاند كه ريا در نماز باطلكنندهء نماز مىباشد ، بلكه رياكننده به مراتب بدتر از تارك نماز است ، زيرا او خدا را