شهوت و غضب و حرص است كه اين دوتاى اخير از دوتاى اوّل توليد مىشوند ، يا طول آرزو مقصود است كه متولّد از حرص است چون حرص و طول آرزو هر دو متلازمند ، چون اينها امّهات لشگريان نفس و جهل مىباشند ، و مقصود از كشتن آنها ميراندن آنها از حيات نفسانى است و مقصود از احياء آنها زنده كردن به حيات عقلانى است تا اينكه از لشگريان عقل گردند ، زيرا طاوس مظهر شيطنت است كه مقتضى انانيّت مىباشد و همان موجب مىشود كه هر آن در يك رنگ بر خود و بر ديگران تجلّى كرده او را به عجب نفس يعنى خودپسندى و غيره دعوت كند ، و خروس مظهر غضب و كبوتر مظهر شهوت و اردك مظهر حرص است .
چون اين صفات از پرندگان ديگر نيز ظاهر مىشود لذا نوع پرندگان در اخبار مختلف است .
در تعيين صفات و تأويل طيور به نظم و نثر وجوهى غير از اين ذكر شده است « 1 » .
هامش
( 1 ) مولوى در مثنوى مىگويد :چهار وصف است اين بشر را دل فشار * چهار ميخ عقل گشته اين چهارتو خليل وقتى اى خورشيدهش * اين چهار اطيار رهزن را بكشسر ببر اين چهار مرغ زنده را * سرمدى كن عمر ناپاينده رابطّ و طاوسست و زاغست و خروس * اين مثال چهار مرغ اندر نفوسبطّ حرص است و خروس آن شهوت است * جاه چون طاوس و زاغ امنيّت استمنيتش آنكه بود عمرش دراز * طامع تأييد آن اميد سازبطّ حرص آمد كه نوكش بر زمين * در تر و در خشك مىجويد دفين