گوشت آنها را نزد خود به هم درآميز آنگاه هر قسمتى را بر سر كوهى بگذار ، سپس آن مرغان را بخوان تا به سوى تو شتابان پرواز كنند . و آنگاه بدان كه همانا خداوند بر همه چيز توانا و به حقايق امور عالم و داناست .
تفسير :
وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ
اين جمله عطف است بر مجموع
إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْراهِيمَ
يا بر موصول مجرور به « الى » و اشاره است به وجه ديگر از وجه اخراج مؤمن از تاريكى حجاب علم به نور عيان و مشاهده ، يا عطف است بر قول خدا
إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ
طبق آنچه كه نقل شد كه پس از قول نمرود كه مىگفت من زنده مىكنم و مىميرانم ابراهيم گفت : زنده كردن خدا به وسيلهء برگرداندن روح است به بدن ميّت ، نمرود گفت آيا تو آن را ديدهاى ، پس نتوانست بگويد بلى ، پس ابراهيم پس از آن در خلوت از خدا درخواست كرد و گفت :
رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى
خدايا به من نشان بده چگونه مرده را زنده مىكنى ؟ تا اينكه من جواب نمرود را بدهم ،
قالَ
خدا فرمود :
أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ
آيا اذعان ندارى كه من بر اين كار قدرت دارم و در آخرت آن را انجام مىدهم ؟
قالَ بَلى
گفت من اذعان دارم و يقين كردم به آن
وَ لكِنْ
اين در خواست را مىكنم
لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي
تا بعد از بيان به عيان ببينم .
بدان همانطور كه قبلا بيان شد هر ظنّ و گمانى در صدد آن است و مىكوشد كه به مظنون علم پيدا كند . علم نيز شهود و عيان را مىجويد ، و عيان تحقّق را جذب و صاحبش را به حركت و جنبش وامىدارد ، و او را آرام نمىگذارد تا اينكه وى را به مافوقش برساند ، پس ابراهيم بعد از علم به قضيّه گفت : علم من مرا تهييج مىكند و قلبم را در طلب عيان مضطرب كرده است ، پس عيان را طلب مىكنم تا قلبم مطمئن شود .
قالَ فَخُذْ
فاء جزاء شرط مقدّر است يعنى اگر آن را خواستى پس بگير
أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ
چهار پرنده ، طير جمع طائر يا اسم جمع طائر