است مانند صحب و صاحب .
فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ
تا اينكه بر تو مشتبه نشود ، با ضمّ صاد و كسر آن خوانده شده از صار يصور ، و صار يصير به معنى برگردانيدن است و با ضمّ صاد و كسر آن و تشديد راء از صرّ با تشديد راء از باب نصر و ضرب ، و با فتح صاد و تشديد راء و كسر آن از تصريه ، و همهء آنها به معنى جمع كردن است ، پس بكش آن مرغها را و قطعه قطعه نما و ممزوج گردان و سپس جزء جزء كن .
ثُمَّ اجْعَلْ عَلى كُلِّ جَبَلٍ
سپس آن را بر كوههاى دهگانه قرار ده برخى تعداد آن كوهها را چهار و برخى هفت دانستهاند .
مِنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْياً
« يأتينك سعيا » به معنى « اتيان سعى » ( سعى پيش آوردن ) است يا اينكه سعيا مفعول مطلق است بدون لفظ فعل ( سعى ، سعيا : سعى كرد ، سعىكردنى ، كه سعى كه فعل است حذف شده ) يا اينكه حال است به معنى سعىكنندگان .
بدان كه اخبار در سبب اين درخواست ابراهيم مختلف است ، در بعضى از اخبار است كه وقتى ابراهيم ملكوت آسمانها و زمين را ديد ، مردارى را در كنار دريا ديد كه نصف آن در دريا و نصف ديگرش در خشكى بود كه درندگان آبى و خشكى از آن مىخوردند ، سپس بعضى از درندگان بر بعضى ديگر حمله مىكردند و همديگر را مىخوردند ، پس ابراهيم ( ع ) تعجّب كرد و شگفتى او موجب آن درخواست شد « 1 » .
در بعضى اخبار آمده كه خداوند به ابراهيم وحى نمود كه من از بندگان خود دوستى اتّخاذ كردم كه اگر از من درخواست زنده كردن مردگان را بكند او را اجابت مىكنم ، پس در دل ابراهيم افتاد كه او همان خليل خدا باشد پس آن درخواست را كرد تا از خليل بودن خود مطمئن
هامش
( 1 ) عياشى : ج 1 ، ص 142 ، ح 469