پيامبر بود يا ارمياء ، و هر دو در اخبار ذكر شده است « 1 » .
بعضى گفتهاند آن شخص خضر بوده و قريه بيت المقدس كه در آن زمان بهوسيله سربازان بختالنّصر خراب شده بود « 2 » . و بعضى گفتهاند :
زمين مقدّس يعنى شام بوده است « 3 » . و برخى گفتهاند همان قريهاى بوده كه از آن هزاران نفر خارج شدند و خدا به آنها فرمود : بميريد « 4 » ( اشاره به آيه 244 كه تفسير شد ) .
وَ هِيَ خاوِيَةٌ
يعنى آن قريه خالى يا خراب بود ، و بنا بر هر دو معنى
عَلى عُرُوشِها
حال است ، يا به معنى اين است كه آن قريه بر سقفهايش ساقط شده ، بدين معنى كه سقفهايش ريخته ، سپس ديوارهايش بر روى سقفهايش ريخته است .
قالَ أَنَّى يُحْيِي هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها
يعنى چگونه اهل اين قريه را زنده مىكند ؟ يا اينكه چگونه ؟
خدا بعد از مرگ اهل اين قريه ، يا بعد از خراب شدن قريه آنجا را آباد مىكند ؟ اين سخن را از آن جهت مىگفت كه امر اين قريه را بزرگ مىشمرد نه اينكه قدرت خدا را انكار مىكرد .
فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قالَ كَمْ لَبِثْتَ قالَ لَبِثْتُ يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عامٍ فَانْظُرْ إِلى طَعامِكَ وَ شَرابِكَ
يعنى نگاه كن به قدرت خدا و صنع عجيب او در اينكه طعام و شرابت « لم يتسنّه » در طول اين مدّت تغيير نكرده ، و « هاء » براى سكوت است و معنى آن است كه ساكت مانده و تغيير نكرده است .
وَ انْظُرْ إِلى حِمارِكَ
و بنگر به الاغت كه چگونه پوسيده شده و استخوانهايش پراكنده گشته با اينكه غذا و شرابت بدون تغيير مانده « و »
هامش
( 1 ) برهان : ج 1 ، ص 249
( 2 ) مجمع البيان : ج 1 - 2 ، ص 370
( 3 ) مجمع البيان : ج 1 - 2 ، ص 71
( 4 ) صافى : ج 1 ، ص 268