ميراندن .
و چون بيان كردن مغالطه نمرود در جواب و الزام او به اين مغالطه بر عوام ظاهر نمىشود از بيان كردن مغالطه منصرف شده و به عاجز نمودن نمرود از طريق ديگرى اقدام كرد . از امام صادق ( ع ) روايت شده است كه ابراهيم به او گفت : اگر راست مىگوئى كسى را كه كشتهاى زنده كن « 1 » .
قالَ إِبْراهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ
چون نمرود ربوبيّت را براى خودش ادعا كرد ابراهيم اين پاسخ را داد ، و آن بدين گونه بود كه نمرود به قياسى اشاره نمود كه طبق آن زنده گردانيدن و ميراندن منحصر به خودش مىباشد زيرا مسند اليه را مقدّم ذكر كرد . صورت قياس چنين است : پروردگار تو كسى است كه زنده مىكند و مىميراند ، و من زندهكننده و ميراننده هستم ، پس من پروردگار تو هستم به اين ترتيب معنى را بر عوام مشتبه ساخت ، چون نمرود به اين مغالطه پرداخت ابراهيم از لفظ « ربّ » عدول كرد و بالفظ جلاله مطلب را ادا كرد و گفت :
فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي
كه ديگر موجب به اشتباه انداختن به سبب وصف مسند اليه يا مسند پيش نيايد .
فَأْتِ بِها مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ
« بهت » مانند « نصر » به معنى انقطاع و تحيّر است و فعل آن دو ، مانند علم و نصر و كرم و غنى است . و وصف مىباشد از بهت ، صفت « مبهوت » درست مىشود نه باهت ( اسم فاعل ) ، و اينجا فعل را به صورت مجهول و معلوم هر دو خواندهاند .
و معنى آيه اين است كه حجّت او منقطع شد ، يا اينكه متحيّر شد .
الَّذِي كَفَرَ
يعنى نمرود كه كافر شد
وَ اللَّهُ لا يَهْدِي
جمله حاليه است و معنى آن اين است كه حجّتش منقطع شد و حال اينكه كمك
هامش
( 1 ) نور الثقلين : ج 1 ، ص 223 ، ح 1077