بيانى كه شد بپذيريم .
عبارت سرائر : جملهاى در سرائر هست كه مراد از آن را نفهميدم و در جاى ديگر نيز اين تعبير نيامده است . عبارت اين است : « مهر مثلها من عماتها و خالتها و اخواتها ( كه از اين قسمت استفاده مىشود هم اقرباى پدرى و هم مادرى در مهر المثل ملاحظه مىشوند ) سواء كن عن عصبات الرجال أو عصبات النساء » از ذيل معلوم مىشود معيار عصبه است . شايد مفاد عبارت اين باشد كه اقرباى پدرى يا اقرباى مادرى شخص كه از پدر قرابت داشته باشند يعنى ابى يا ابوينى باشند . مثلًا خاله و يا دائى كه ابوينى باشد يا ابى باشد و خلاصه امى خالص نباشند . اينها در مهر المثل ملاحظه مىشوند . شايد هم مراد از عبارت اين نباشد .
د - اعتبار بلد در مماثلت :
اقوال در مسأله :
عدهاى قائل به اعتبار بلد براى تعيين مهر المثل شدهاند و در مقابل مرحوم فخر المحققين در « ايضاح » و مرحوم فاضل مقداد در « تنقيح » قائل به عدم اعتبار بلد شدهاند . بعضى هم مثل مرحوم صاحب حدائق و ظاهراً كاشف اللثام در مسأله ترديد كردهاند و حق در مسأله اعتبار بلد است .
دليل قائل به عدم اعتبار :
در نصوص اسمى از بلد برده نشده است و طبق اطلاق روايات ، اگر جهات ديگرى هم دخيل بود ، بايد بيان مىشد ، و از عدم بيان استفاده عدم اعتبار مىشود .
اشكال : اولا اطلاقى كه بتوان از آن استفاده عدم اعتبار لحاظ بلد را نمود وجود ندارد . مفاد عباراتى نظير « مهر نسائها » و « مثل نسائهن » همانطورى كه قبلًا هم گفته شد به لحاظ تناسب حكم و موضوع ، اعتبار هر چيزى است كه در مهر زنان نظير او دخيل در تعيين قيمت باشد و از آن جمله مسأله بلد است كه به تفاوت بلاد مهرها فرق مىكند و لذا اگر اقربائى دارد كه در اروپا و آمريكا مهرشان سنگينتر است ، او بايد مهر امثال خود در شهرش را لحاظ كند و قرار چنين مهرى هتك نسبت به او