كلمات مخالفين با مشهور
1 - كلمات شيخ در « مبسوط » :
مرحوم شيخ اگر چه در « خلاف » به طور يكنواخت در تمام صور غير از طلاق متعه را نفى كرده است « لا يجب بها المتعة الا الطلاق فحسب » ولى در « مبسوط » كلماتش مضطرب بوده و به شرح زير است :
الف . در يك جا مىگويد : اذا اسلم الزوج فى الحال فاما الصداق . . . فان كانت مفوضة فلها المتعة كه در اينجا در مورد جدايى به سبب اسلام زوج و در صورت مفوضه بودن زن حكم به متعه نموده است ( چون زوجه مشركه و يا وثنيه است ، عقد منفسخ مىشود و به هم خوردن عقد از ناحيه اسلام زوج است ) و در سه صفحه بعد همين حكم به متعه را در صورت ارتداد زوج و جدايى به سبب آن ، در صورت مفوضه بودن زن كرده است .
ب . در جاى ديگر مىگويد : المتعة للمطلقات . . . فاما من بانت بالوفاة او بالفسخ فلا متعة لها بدلالة قوله تعالى
( وَ لِلْمُطَلَّقاتِ مَتاعٌ )
كه در اين عبارت در صورت فوت و فسخ حكم به عدم متعه كرده است كأنه آيه مفهوم دارد و متعه اختصاص به مطلقات دارد .
ج . در جاى سومى مىگويد : فاما ان جاءت الفرقة من جهتهما معاً المتعة تجب لها يعنى اگر مفارقت از ناحيه هر دو باشد مانند خلع ، متعه براى او واجب مىشود و در جاى ديگرى مىگويد كه اگر مفارقت از ناحيه اجنبى حاصل شود مانند رضاع آن هم مانند خلع است .
د . در يك جا هم عبارتى دارد كه مرادش خوب روشن نيست ؛ يعنى به جهت فاصله زمانى ما با شيخ و تفاوت سبك املاء و انشاء در دو زمان ، در بعضى موارد نظير اينجا مراد قدماء مشخص نيست . البته مرحوم علامه در اينجا عبارت شيخ را حمل بر ترديد شيخ كرده است و آن عبارت اين است كه مرحوم شيخ مىگويد : در اينكه اگر مفارقت با طلاق باشد متعه دارد حرفى نيست ؛ لعموم الآية و ان كان باللعان أو الارتداد او الاسلام قال قوم تجب المتعة لان الفراق من قبله و هو الذي يقوى فى نفسى و لو