ادله وجوب متعه در غير طلاق
1 - تنقيح مناط :
در « جواهر » « 1 » مىگويد يكى از ادلهاى كه براى وجوب متعه آوردهاند تنقيح مناط است ؛ يعنى از اينكه در مورد مفوضه غير مدخوله در صورت طلاق ، حكم به متعه شده است ، مىفهميم كه اين حكم براى اين است كه از او به نحوى دلجويى بشود ، و همين مناط در رابطه با اسباب مفارقت به غير طلاق هم مىآيد ، پس در آنها هم بايد حكم به وجوب متعه بشود .
اشكال : صاحب جواهر جوابش را چنين مىدهد كه ما در اينجا مناط قطعى نداريم كه بتوانيم آن را ملاك براى سرايت حكم به غير طلاق قرار بدهيم .
2 - تعليل وارد در روايت جابر
« 2 » : « جواهر » مىگويد : يكى هم به تعليل وارد در روايت جابر استدلال شده است و گفتهاند كه تعليل مذكور براى متعه در مفوضه غير مدخوله در صورت طلاق در صورت مفارقت به غير طلاق هم مىآيد ، پس بايد حكم آن هم در اين صورتها بيايد .
اشكال : اولًا بيان وارد شده در روايت جابر از باب حكمت است نه علت و لذا نمىتوان گفت كه در مواردى كه زن خرسند از طلاق شده است ، ديگر متعه وجوبى ندارد . و ثانياً سند آن هم ضعيف است .
توضيح كلام محكى از « روضه » : مرحوم صاحب جواهر در اينجا يك عبارتى را از « روضه و شرح لمعه » نقل و به آن اشكال مىكند ، و يك « فتأمل » هم در اينجا دارد كه هم عبارت « جواهر » و هم « فتأمل » نياز به توضيح دارد . مىگويد « و فى الروضة أنه ألحق بمفوضة البضع من فرض لها مهر فاسد فانه فى قوة التفويض و من فسخت فى المهر لخيار به مثلا ، قيل و فيه منع لدخولها فيها موضوعا بعد ما عرفته ، فلا دليل على ثبوت حكمها لها ، و احتمال كونها التى لم يذكر لها مهر صحيح لا دليل عليه ، فتأمل « 3 » » .
هامش
( 1 ) - جواهر الكلام 31 : 59 .
( 2 ) - در صفحه 26 گذشت .
( 3 ) - جواهر الكلام 31 : 59 .