1 - صحيحه حفص بن البخترى
كه ذكر آن گذشت « 1 » ؛ و محل استدلال اين است كه امام عليه السلام در جواب سائل از متعه مطلقه ، جوابى كه فرموده است ، مطابق با استحباب است ؛ چون تعبير به « أما يحب » يعنى آيا دوست ندارد ، در آن آمده است و چنين تعبيرى با استحباب مىخواند . و قهرا به واسطه اين روايت از ظهور روايات قبلى در وجوب متعه رفع يد مىشود .
اشكال : اولًا التزام به اين معنا توقف دارد بر اينكه دو آيه
( حَقًّا عَلَى الْمُحْسِنِينَ )
و
( حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ ) *
را كه در روايت به آنها استشهاد شده است ظاهر در استحباب بدانيم ، در حالى كه فقط بعضى از اهل سنت قائل به آن هستند ، و خود اين آقايان آن را قبول ندارند . و ثانياً اگر گفته شود « آيا دوست ندارى از آتش رهايى يا بى » آيا اين جمله ظاهر در استحباب است ؟ چنين نيست همانطور كه نمىتوان گفت آيه شريفه
( أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ )
ظهور در استحباب طلب غفران الهى دارد . چون واجب است انسان تحصيل غفران كند ، پس اين گونه تعابير متعارف بوده و منافاتى با وجوب ندارند و بنابراين ، اين روايت تعارضى با روايات قبلى نخواهد داشت .
2 - روايت على بن أحمد بن أشيم :
احمد بن محمد بن عيسى عن على بن احمد بن أشيم قال قلت لأبي الحسن عليه السلام أخبرنى عن المطلقة التى تجب لها على زوجها المتعة أيهن هى فانّ بعض مواليك يزعم أنها تجب المتعة للمطلقة التى قد بانت و ليس لزوجها عليها رجعة فلا متعة لها ؟ فكتب عليه السلام « البائنة » « 2 » .
اشكال : اين روايت اگر چه از حيث دلالت با روايات قبلى تعارض دارد و جمع بين اين روايت و آن روايات اين است كه آنها را حمل بر استحباب نماييم ، لكن اولا حمل بر استحباب برخى از آنها مشكل است ؛ چرا كه در تفسير آيه
( حَقًّا عَلَى الْمُحْسِنِينَ )
وارد شدهاند و آقايان هيچ كدام اين آيات را حمل بر استحباب
هامش
( 1 ) - در صفحه 28 گذشت .
( 2 ) - جامع احاديث الشيعة 26 : 342 ، الباب 35 من ابواب المهور ، الحديث 7 .