البته در بعضى موارد ، پول هم مىتواند مصداق براى تجليل باشد .
13 - صحيحه حفص بن البخترى :
على ابن ابراهيم عن أبيه عن ابن ابى عمير عن حفص بن البخترى عن ابى عبد الله عليه السلام فى الرجل يطلق امرأته أ يمتعها ؟ قال :
« نعم أما يحب ان يكون من المحسنين ، اما يحب ان يكون من المتقين » « 1 » . در بعضى نسخ هم « تحب » است ولى « يحب » بهتر است . ظاهر روايت و آيهاى كه در روايت به آن استشهاد شده ، دلالت دارد كه على وجه الاطلاق متعه براى مطلقه لازم است . و با توجه به اينكه قدر متيقن فرد ظاهر در طلاق زن ، صورت مدخوله بودن اوست ( حالا اگر نسبت به من المحسنين آن طور قدر متيقن نباشد ، نسبت به متيقن حتماً قدر متيقن هست ) و با عنايت به اينكه به آيهاى كه مورد استدلال فقهاء و مفسرين براى وجوب متعه است ، در اين روايت استشهاد شده است ، ظهور روايت در وجوب متعه و شمولش نسبت به مدخوله تمام خواهد بود و حمل آن بر استحباب - كه بعضى گفتهاند - با استناد به آيه مذكور در اين روايت نمىسازد .
14 - روايت محمد بن مسلم
عن ابى جعفر عليه السلام قال : سألته عن الرجل يطلق امرأته ؟
فقال : « يمتعها قبل ان يطلقها فان الله تعالى قال
( وَ مَتِّعُوهُنَّ عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَ عَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ )
» « 2 » .
سند روايت :
اگر چه ظاهر ابتدايى سندى كه براى اين روايت در « جامع الاحاديث » « 3 » آورده شده است يعنى « احمد بن محمد بن عيسى عن العلاء عن محمد بن مسلم » صحيح است ، ولى با توجه به اينكه احمد بن محمد بن عيسى نمىتواند از علاء - با توجه به فاصلهاى كه دارند - نقل روايت كند و بايد بين آنها واسطهاى باشد اين سند مشكل پيدا مىكند ، مگر اينكه با توجه به اينكه در روايت
هامش
( 1 ) - جامع احاديث الشيعة 26 : 342 ، الباب 35 من ابواب المهور ، الحديث 2 . اين روايت را كافى نقل كرده و تهذيب هم از كافى نقل كرده و مرسلًا در تفسير عياشى نيز هست .
( 2 ) - جامع احاديث الشيعة 26 : 341 ، الباب 35 من ابواب المهور ، الحديث 1 .
( 3 ) - جامع احاديث الشيعة 26 : 342 .