قبلى اين روايت در « تهذيب » « 1 » در اولش « عن على بن احمد بن اشيم » دارد گفته شود كه در سند اين روايت هم على بن احمد بن اشيم بوده است ولى اين احتمال اولا خيلى بعيد در حد قريب به يقين به عدم است ؛ چرا كه در چندين روايت قبلى ، احمد بن محمد بن عيسى از راوى اول آنها نقل مىكند و اين نمىشود كه به يك باره به اين روايت كه مىرسد ، به نحو ديگرى باشد . و ثانيا در اين صورت مشكل در خود على بن احمد بن اشيم هست ؛ چرا كه مجهول است .
دلالت روايت :
بايد توجه داشت كه قيد « قبل ان يدخل بها » كه در روايت ديگرى در ابتداء بيان حديث اول در اين باب ( 35 ) در « جامع الاحاديث » آمده است و در آن « احمد بن محمد بن عيسى عن على بن الحكم عن رجل عن ابى حمزه عن ابى جعفر عليه السلام » به عنوان سند است ، ربطى به روايت محمد بن مسلم ندارد و سائل و سؤال در آنها با هم فرق مىكنند و لذا روايت محمد بن مسلم اطلاق دارد و شامل مدخوله هم هست و حضرت مسأله را به طور كلى فرمودهاند به خلاف سؤال ابو حمزه كه اختصاص به قبل از دخول دارد . اين روايت را عياشى هم مرسلًا نقل كرده است .
تا به اينجا نقل رواياتى كه يا كالصراحة ، يا بالظهور و يا بالاطلاق دلالت بر وجوب متعه براى مطلقه مدخوله مىكردند به پايان رسيد .
روايات معارض با روايات متعه در مدخوله
چند روايت در بين اخبار هست كه ممكن است به عنوان معارض با روايات قبلى ذكر شوند كه در اينجا به بررسى آنها مىپردازيم و آنها عبارتند از :
هامش
( 1 ) - چون در تهذيب ابتدا روايتى را با اين سند نقل نموده كه احمد بن محمد بن عيسى عن على ابن الحكم و بعد چند روايت نقل كرده كه در ابتداى سند آنها « و عنه » دارد تا مىرسد به همين روايت فوق الذكر كه در اول آن دارد « عنه عن العلاء » . ظاهر اين ضماير اين است كه بايد به يكى برگشت كند يعنى به احمد بن محمد بن عيسى ولى در روايت اخير چنانچه گفته شد به مشكل ارسال برخورد مىكنيم . در روايت قبلى دارد « و عنه عن على بن احمد بن اشيم » و لذا احتمال ديگر اين است كه ضمير در حديث اخير به على ابن احمد بن اشيم برگشت كند .