اكراما لحلائلهم » « 1 » .
سند روايت :
در سندى كه براى اين روايت در « تهذيب » آمده است چنين است كه : روى محمد بن على بن محبوب عن الكرخى عن الحسن بن يسف عن أخيه عن أبيه عن عمرو بن شمر عن جابر عن ابى جعفر عليه السلام . ولى در نسخه صحيح « تهذيب » عبارت « الكوفى » به جاى « الكرخى » است و او حسن بن على الكوفى نوه عبد الله بن مغيره است كه دربارهاش « ثقة ثقة » گفتهاند و اما « عن الحسن بن يسف » به احتمال قوى « الحسين » صحيح است و تصحيف صورت گرفته است ، و مقصود از « أبيه » هم سيف بن عميره است . و در اين سند قبل از عمرو بن شمر فقط حسين بن سيف قدرى در اعتبارش تأمل هست ؛ چرا كه توثيق صريحى ندارد ، اگر چه بعيد نيست كه او را ثقه بدانيم ؛ براى اينكه على بن حكم كه از أجلاء ثقات است كتاب او را نقل مىكند و عده ديگرى از ثقات هم از قبيل احمد بن محمد بن عيسى و حسن بن على كوفى از او نقل روايت مىكنند . البته بر فرض هم كه او را ثقه ندانيم از آنجا كه سند صدوق در « فقيه » تا عمرو بن شمر مشكلى ندارد و اعتبار دارد ، از اين ناحيه در سند روايت اشكالى نيست و جابر را هم ممكن است كه تصحيح نماييم ، منتها اشكال در خود عمرو بن شمر است كه نجاشى و ابن غضائرى مىگويند « انه ضعيف جدّا » ، بله عدهاى از اصحاب اجماع از او نقل روايت كردهاند ، لكن ما نقل روايت در غير ابن ابى عمير ، صفوان و بزنطى را علامت وثاقت نمىدانيم .
دلالت روايت :
از جهت دلالت هم اين روايت تمام نيست ؛ چرا كه معلوم نيست كه مقصود از متعه در آن متعه اصطلاحى باشد ، بلكه ظاهرش اين است كه با توجه به اينكه زن مطلقه به نوعى دچار شكست در زندگى مىشود ، با احترام و تجليل و حفظ آبروى او به صورت آبرومندانه طلاق داده مىشود .
هامش
( 1 ) - جامع احاديث الشيعة 26 : 344 ، الباب 35 من ابواب المهور ، الحديث 15 .