11 - عين همين عبارت در روايت چهارم همين باب بازهم آمده است « 1 » .
سند دو روايت :
اين متن در چهار كتاب آمده است ؛ در « كافى » على بن ابراهيم عن أبيه و عدة من اصحابنا عن سهل بن زياد جميعاً عن البزنطى قال ذكر بعض اصحابنا ان متعة المطلقة فريضة . و در « فقيه » « 2 » عن البزنطى : ان متعة المطلقة فريضة و در « تفسير عياشى » قال احمد بن محمد عن بعض اصحابنا ان متعة المطلقة فريضة . همانطورى كه ملاحظه مىشود ، فقط در تهذيب است كه « عن ابى عبد الله عليه السلام » هست و در ساير كتب اين روايت به خود بزنطى و يا به بعض اصحاب نسبت داده شده است و با اين وصف ، اگر چه بعضى از طريقهاى آمده در اين كتب معتبر است ، لكن از آنجا كه حتى در نقل عياشى از طريق احمد بن محمد بن عيسى هم اين اضافه وجود ندارد احتمال قوى هست كه اين ذكر عن ابى عبد الله از قبيل داخل شدن حاشيه در متن باشد و چنين روايتى قابل اعتماد نيست .
دلالت روايت :
از آنجايى كه احتمال زيادى دارد كه اين روايت ناظر به اختلافى كه در مورد استحباب يا وجوب متعه درباره مفوضه غير مدخوله وجود دارد بوده باشد ، و لذا نمىتوان براى آن اطلاقى قائل شد تا اينكه شامل مدخوله هم بشود ، نظير اينكه اگر امام عليه السلام بفرمايد « عده متعه فلان مقدار است » اين كلام اطلاق ندارد در اينكه همه متعهها عده دارند .
12 - روايت جابر عن ابى جعفر عليه السلام
فى قول الله عزّ و جلّ ( و ان
طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ فَما لَكُمْ عَلَيْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍ تَعْتَدُّونَها فَمَتِّعُوهُنَّ وَ سَرِّحُوهُنَّ سَراحاً جَمِيلًا )
قال :
«
فَمَتِّعُوهُنَّ
جملوهن مما قدرتم عليه من معروف فانهن يرجعن بكآبة و خشية و هم عظيم و شماتة من أعدائهن فان الله عزّ و جلّ كريم يستحيى و يحب اهل الحياء ان اكرمكم اشدكم
هامش
( 1 ) - جامع احاديث الشيعة 26 : 342 ، الباب 35 من ابواب المهور ، الحديث 4 .
( 2 ) - البته طريق فقيه به كتاب بزنطى دو طريق است كه يكى از آن دو همين طريق ابراهيم بن هاشم است ولى به هر حال بزنطى از امام عليه السلام نقل نمىكند .