7 . محقق كركى - / كه در رأس فقهاى درجهء دوم است - / در يك جا تصريح به عدم محدوديت و در جاى ديگر در ابتداء مىگويد كه اگر چه مقتضاى ادله عدم محدوديت است ولى به جهت فتواى اكثر بر تحديد ، جرأت بر فتوا نبوده و بايد احتياط نمود و بعد از گذشت مقدارى بازهم صريحاً فتواى به عدم محدوديت مىدهد .
8 . صاحب مدارك در « نهاية المرام » مىگويد : اصح اين است كه محدوديتى نيست .
9 . سبزوارى در « كفاية » تعبير مىكند كه : اقرب يا أقوى عدم محدوديت است .
10 . صاحب « حدائق » .
11 . صاحب « كشف اللثام » هم مىگويند كه محدود نيست .
سه كتاب ديگر هم ظاهرشان اين است كه محدود نمىدانند كه عبارتند از :
12 . فيض در « مفاتيح » ؛ چرا كه دليل محدوديت را نادرست مىخواند كه ظاهر آن پذيرش عدم محدوديت است .
13 . علامه حلى در « مختلف » ؛ كه دليل محدوديت و عدم محدوديت را ذكر نموده و مىگويد كه اكثر قائل به محدوديت هستند و بعضى از علماء محدود نمىدانند ، سپس دليل اكثر را نقل كرده و ايراد مىكند كه اين روايتى كه مستند اينهاست ، صريح در مختارشان نيست و از طرف ديگر ، دليل بعضى از علماء را كه محدود ندانستهاند نقل نموده ولى نقدى نمىكند كه اين يك نحوه ظهورى در پذيرش او دارد .
14 . شيخ انصارى در كتاب « نكاح » قول اشهر و قول بعضى از علماء را نقل نمود ، و مىگويد كه دليل قول اشهر تمام نيست .
اشكال بر « جواهر » و بيان عدم شهرت : از نقل اقوالى كه انجام گرفت روشن شد كه در مسأله دو قول هست كه هر دو هم در بين اصحاب مطرح بوده و قائلين زيادى
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 7067
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص٧٠٦٧