ساقط باشد و اين منافاتى ندارد كه با دخول ، مهر بيايد ، پس عقد باطل نمىشود . و بطلان عقد را بدين گونه توجيه مىكند كه نفى مهر فى الحال و المآل عرفاً به معناى هبه بضع است و از آنجا كه هبه بضع از مختصات پيامبر صلى الله عليه و آله بوده است ، پس چنين نكاحى نسبت به غير او باطل خواهد بود .
ولى همانطورى كه شيخ طوسى عنوان نموده و شايسته هم همان است ، بحث را بايد ثبوتى و در ادلهء صحت يا بطلان قرار داد نه در مفاد « لا مهر فى الحال و المآل » كه بحث اثباتى است چون متفاهم عرفى از اين جمله همين است كه حتى بعد از دخول نيز مهرى نباشد . كما اينكه از مرحوم فخر المحققين به بعد هم كه بطلان را تقويت كردهاند بحث را ثبوتى قرار دادهاند و اين را مسلم گرفتهاند كه مفاد عبارت مذكور نفى مهر حتى پس از دخول است كه فرقى با هبه ندارد و نكاح بالهبة نسبت به غير رسول اللّه صلى الله عليه و آله باطل است .
پس بحث در اين است كه آيا نكاح بالهبة و بدون مهر صحيح است و فقط شرط عدم مهر در آن كه در شرع مهر جايز نيست ، باطل است يا اينكه نكاح مذكور نيز برأسه باطل است ؟
ادله قائلين به فساد :
الف . دلالت روايات و آيه اختصاص نكاح هبهاى به پيغمبر صلى الله عليه و آله :
قائلين به فاسد و بطلان عقد در صورت سوم گفتهاند كه آيهء خالصة لك من المؤمنين و روايات وارد شده در ذيل آن نكاح به نحو هبه را از اختصاصات پيامبر صلى الله عليه و آله شمردهاند ، و دلالت مىكنند بر اينكه چنين ازدواجى در مورد غير پيغمبر صلى الله عليه و آله باطل است .
اشكال اول :
بر استدلال مذكور مرحوم سيد مرتضى در « ناصريات » براى اين آيه و رواياتش معانى مختلفى ذكر نموده است و از جمله آنها اين است كه ايجاد عقد نكاح با لفظ « وهبت » از اختصاصات پيامبر است و وجه اختصاصى خود صيغه