اشكال و دفع آن
اشكال : شبههاى كه صورت عدم ذكر مهر ، يا اشتراط عدم آن چنانچه قائل به صحت عقد شويم مىآيد اين است كه چگونه جمع مىشود بين رواياتى كه دلالت بر استحلال فرج به وسيلهء مهر و لزوم مهر در نكاح مىكنند چنانچه در مراسم مرحوم سلار و در فقه القرآن و قطب راوندى نيز مهر جزء شرايط واجبهء نكاح بشمار آمده است .
و بين اينكه مستفاد از روايات و آيهء قرآن و همينطور فتاوى و بلكه مورد اتفاق مسلمين ، ركن نبودن مهر در عقد دائم و جواز خالى بودن عقد از ذكر آن است ؟ ! چون لازمهء ركن نبودن مهر اين است كه عقد بدون مهر ، حليت بياورد .
احتمالاتى براى دفع اشكال :
احتمال اول : ممكن است گفته شود كه مقصود از جواز خالى بودن عقد از مهر ، جواز ذكر نكردن و عدم تسميه آن است
كه مورد اتفاق هم هست و الا بالاخره در هر ازدواجى مهرى كه منجّز به حلّيت بضع مىشود ، وجود دارد ؛ يا به تعيين اهل عقد - / كه در صورت ذكر مهر است يعنى مهر المسمّى - / و يا به تعيين مهر المثل يا مهر السنة از سوى شرع - / در صورت عدم ذكر مهر يا اشتراط عدم آن و تحقق دخول - . ولى اينكه اصلًا نكاح خالى از مهر اعم از مهر المسمى و مهر المثل باشد ، مورد تسليم نيست . در كتاب مراسم نيز كه مهر را از شرايط واجبه مىشمارد ، آن را بر دو قسم مىكند : مهر المسمى و مهر المثل كه به جعل الهى است . و اگر به عنوان نقص مواردى را كه در آنها مهر تعيين نشده و دخول هم نشده و بواسطهء طلاق يا فسخ يا انفساخ و يا مرگ يكى از طرفين نكاح از بين رفته است و به حسب موارد زوج يا بايد متعه بدهد كه مهر نيست و يا متعه هم لازم نيست بدهد ، ذكر شود ، در پاسخ مىتوان گفت روايات و نيز تعبيرات بزرگانى مانند سلار در مراسم ناظر به متعارف ازدواجهاست كه همراه دخول هستند پس خلاصهء اين احتمال اين شد كه