و خواب و خيالهاى شگفتىآور ميشوند ، چنان كه اگر از ديوانيان رقم صحيح لشكريان پرسيده شود و مقدار سرمايهها و سودهاى توانگران بدرستى تحقيق گردد و عادات و رسوم تجملپرستان به خوبى روشن شود ، آن وقت هزار يك ارقامى را كه اين گروه ميشمرند نخواهيم يافت . و اين عادت مبالغه گويى از آنجا سرچشمه ميگيرد كه روح آدمى شيفتهء عجايب و غرايب است و نيز چون بر زبان آوردن گزافه گويى آسان است و مردم از پرسش ترديد آوران و خرده گيرى نقادان غفلت ميورزند و به ياوهسرايى ميپردازند ، چنان كه اين گونه كسان حتى با خودشان هم حساب نمىكنند ، نه بر خطا و نه بر عمد . و سخنان خود را جدى و صحيح تلقى ميكنند و در نقل كردن خبر واسطهء موثق و راوى عادلى هم نميجويند و خود را بجستجو و تحقيق نيازمند نميدانند ، از اين رو عنان زبان را ميگسلند و آن را در چراگاه دروغ آزاد ميگذارند و همهء آيات خدا را بازى و عبث مىپندارند ، و خريدار بازار ياوه سرايى و ژاژخايى ميشوند تا از راه خدا بكجروى ميگرايند و در ورطهء گمراهى فرو ميروند و آيا چنين سوداى خسران آميزى آنان را بس نيست ؟
ديگر از اخبار سست و بىاساس كه همهء مورخان دربارهء سرگذشت تبابعه [ 1 ] ، پادشاهان يمن و جزيرة العرب ، روايت كردهاند اين است كه پادشاهان يمن از قلمرو فرمانروايى خويش بسرزمين افريقيه و بربر از ممالك مغرب رهسپار شده و با آنان پيكارها كردهاند و افريقش بن صيفى از بزرگترين شاهان نخستين روزگار فرمانروايى آنان ، كه همزمان موسى ، ع ، يا كمى پيش از وى ميزيسته ، بافريقيه لشكر كشيد و تا وسط بربرها پيش رفت و با آنان به نبردهاى خونين شديدى دست يازيد ، و هم او كسى است كه اين قوم را بدين نام خوانده است چه هنگامى كه سخن گفتن آنان را به زبان عجمى ميشنود ميگويد : اين بربره چيست ؟ و از آن روزگار لفظ بربر از اين گفتار گرفته شده است و آنان را بدين نام خواندهاند و او وقتى از مغرب بازگشته چند قبيله از حمير [ 2 ] را براى پاسبانى در آنجا ساخلو
هامش
[ 1 - ) ] جمع تبع ( بضم « ت » و فتح « ب » مشدد ) از سلسلههاى ملوك يمن ، و كسى را بدين لقب ميخوانند كه حضرموت و سبأ و حمير در تصرف وى باشد . ( منتهى الارب ) .
[ 2 - ) ] بكسر « ح » و فتح « ى » موضعى است در جانب غربى صنعاء يمن .
و حمير بن سبأ بن يشحب پدر قبيلهايست از يمن ( منتهى الارب ) .