دريغا بر آن شهر چقدر دشمنان دين پديد ميآيند ، چقدر ميكشند ، و چه بسيار خون عالمان و مردم عامى كه ريخته مىشود ، و چه زاريها و شيونها و چه اسارتها و چه تاراجها روى ميدهد .
و شهر را ميسوزند و چه كسانى از جوان و پير كه دستخوش حريق ميشوند ، و سراسر جهان و نواحى بسبب ايشان تيره و تاريك است ، حتى كبوتران بر شاخههاى درختان نوحه سرائى ميكنند .
اى مردمان آيا دين يار و ياورى ندارد ؟
برخيزيد و از هر سوى خواه دشت و خواه سنگلاخ بسوى شام بشتابيد ، اى مردم عرب عراق و مصر و صعيد بشتابيد ، و كفر را با عزمى استوار در آن شهر نابود سازيد » .
باب سوم كتاب پايان يافت ، و سپاس مخصوص خداى يگانه است ] [ 1 ] پايان جلد اول
هامش
[ 1 - ) ] قسمت داخل كروشه در چاپهاى مصر و بيروت و « ينى » نيست .