تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥
بيشتر بود ، با همهء اينها شمارهء سپاهيان ايران هرگز به اين ميزان و حتى نزديك بآنهم نرسيده است و بزرگترين لشكرهايى كه در قادسيه فراهم آوردند صد و بيست هزار تن بود كه بنا بنقل سيف [ 1 ] همهء آنان سلاح‌دار همراه داشته‌اند [ 2 ] . وى گويد عدد آنان با سلاحدارانشان رويهمرفته بيش از دويست هزار تن بوده است و از عايشه و زهرى روايت شده كه لشكريان رستم در مقابلهء با سعد شصت هزار تن بوده‌اند و همه سلاحدار داشته‌اند . و نيز اگر سپاهيان بنى اسرائيل بچنين عددى ميرسيدند قلمرو فرمانروايى آنان هم توسعه مييافت و دولت آنان بر مناطق وسيعترى حكومت ميكرد ، زيرا نواحى و ممالك دولتها به نسبت كمى يا فزونى لشكريان و شمارهء گروهى از آنان است كه بانجام دادن خدمت سربازى مشغول ميباشند ، و ما در فصل ممالك ( دولتها ) از كتاب اول اين موضوع را آشكار خواهيم كرد ولى بنا بر آنچه معروفست ممالك بنى اسرائيل از اردن و فلسطين در شام ، و بلاد يثرب و خيبر در حجاز تجاوز نميكرد . و نيز ميان موسى ، ع ، و اسرائيل بنابر آنچه محققان ياد كرده‌اند بيش از چهار پشت فاصله نيست ، چه نسبت او چنان كه از تورات مستفاد مىشود عبارتست از : موسى ابن عمران بن يصهر بن قاهت ( بفتح و كسر « ها » ) بن لاوى ( بكسر و فتح « واو » ) ابن يعقوب . و يعقوب اسرائيل خداست . و مدت ميان آنان چنان كه مسعودى نقل كرده چنين است : هنگامى كه اسرائيل با نسل خويش ، اسباط [ 3 ] ، و فرزندان ايشان بديدار يوسف بمصر در آمد هفتاد تن بودند و اقامت آنان در مصر تا هنگامى كه با موسى ، ع ، به تيه [ 4 ] در آمدند دويست و بيست سال بود و در اين مدت پادشاهان قبطى يا فراعنه بنى اسرائيل را دست بدست مىكردند [ 5 ] ، و بسيار
هامش
[ 1 - ) ] مقصود سيف بن عمر اسدى است . [ 2 - ) ] ترجمهء « متبوع » است ، چون دهگانان ايرانى هر يك داراى اتباعى بودند و در سپاهيان قديم رسم بوده است كه هر سرباز جنگى يكتن سلاحدار كه سپر و گرز و ديگر وسايل جنگى او را حمل ميكرد در جنگ بدنبال خود داشته است . [ 3 - ) ] جمع سبط ( بكسر « س » فرزند زاده ، خواه پسر و خواه دختر . و طايفه‌اى از فرزندان يعقوب ، ع ، ( غياث ) . [ 4 - ) ] عطار گويد : چوقوم موسيم در تيه مانده - هم از تعطيل در تشبيه مانده . [ 5 - ) ] يعنى گروهى را بدين سوى و گروهى را بسوى ديگر مىفرستادند و ببهانه انعقاد نيافتن نطفهء موسى ، از همخوابگى آنان ممانعت ميكردند .
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 15 | ابن خلدون / محمد پروين گنابادى