و ساختگى است ، و اما وادى الرمل ، يا سرزمينى كه از كثرت ريگ راهگذار را از پيمودن راه عاجز كند ، سر تا پا جعل است ، زيرا چنين نامى در آن سرزمين هيچگاه شنيده نشده و با اينكه همواره مسافران بسيارى به مغرب ميروند هيچكدام چنين نامى در آن خطه نشنيدهاند و كاروانيانى كه راههاى گوناگون مغرب را پيموده و دهكدهها و منزلگاههاى آنها را ديدهاند در هيچ عصرى از چنين ناحيه و جايگاهى نام نبردهاند ، ولى چون مطلب غريب و شگفت است ( و مطالب عجيب انگيزهء نقل فراوان است ) از اين رو مردم آن را بسيار حكايت ميكنند .
و اما جنگيدن تبابعه با ممالك شرق و سرزمين تركان ، هر چند راه آن ناحيه از راههاى سوئز پهناورتر است ، ولى از يمن تا نواحى مزبور مسافت دورترى است و ملتهاى ايران و روم در سر راه رسيدن بناحيهء تركان متعرض مهاجم ميشوند و كسى كه بخواهد بسرزمين تركان برسد بايد پيش از تصرف اراضى آنان با ايران و روم بجنگد ، در صورتى كه هيچ مورخى روايت نكرده كه تبابعه ممالك ايران يا روم را تصرف كرده باشند ، بلكه آنچه در تاريخ آمده اينست كه اين قوم در مرزهاى كشور عراق و بين بحرين و حيره و جزيره و نواحى اطراف دجله و فرات با ايرانيان نبرد كردهاند و اين جنگ ميان ذو الاذعار پادشاه يمن و كيكاوس پادشاه كيانى روى داده است . و هم گويند تبع اصغر ابو كرب نيز با گشتاسب پيكار كرده است ، ولى با بودن ملوك طوايف پس از كيانيان و پس از آنها ساسانيان در سرزمين ايران ، گذشتن از اين كشور براى جنگ با تركان و رسيدن بتبت و چين امرى است كه بنابر عادت محال به نظر ميرسد ، چه جنگيدن با مللى كه در سر راه چين قرار دارند بسيار سخت است و هم نيازى فراوان بعلوفه و آذوقه و ديگر وسايل سفر پيدا مىشود و با دورى مسافت چنان كه ياد كرديم چنين سفرى دشوار و ناشدنى است . بنابر اين خبرهاى مربوط به اين قضيه نيز نادرست و واهى و جعليست و بر فرض كه مأخذ نقل اين گونه اخبار درست باشد اين انتقادات و عيوب بر آنها وارد است و چگونه ممكن است درست باشد در صورتى كه اخبار مزبور از منابع درستى هم روايت نشده است ؟ و در گفتار ابن
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 20
مساهمون: ابن خلدون
ص٢٠