و طوايف ايشان و كشورها و دولتهايى كه بويژه در ديار مغرب تشكيل دادهاند .
آنگاه سياحت به مشرق دست داد و در اين سفر به قصد خوشهچينى از خرمن معرفت آن سرزمين حركت كردم و فرض و سنت را در طوافگاه و زيارتگاه آن ( مكه و مدينه ) بگزاردم ، و از دفترها و كتب آن ناحيه بر آثار و اخبار سرزمين مزبور وقوف يافتم ، و در اين بلاد نقصان و كمبود تأليف خود را دربارهء پادشاهان غير عرب و متصرفاتى كه دولتهاى ترك بدست آورده بودند بر طرف كردم و اطلاعاتى را كه بدست آوردم بر آن افزودم .
و دربارهء نوشتن اطلاعات مربوط به معاصران نژادهاى عرب و بربر چون :
ملتهاى ( مسلمان ) نواحى و شهرهاى ديگر و پادشاهان و امراى ايشان راه اختصار و تلخيص برگزيدهام تا بجاى شيوهء پيچيده و دشوار ، هدف و روش آسان را پيروى كرده باشم و براى بحث در تاريخ ، حوادث مخصوص انساب عمومى را بمنزلهء مدخلى تلقى كنم [ 1 ] . از اين رو تاريخ مربوط به نوع بشر بطور جامع و كامل فراهم آمد و بسيارى از حكمتهاى پيچيده و دشوار سهل گرديد و حوادث دولتها با ذكر علل و موجبات هر يك تشريح شد و اين تأليف چنان فراهم آمد كه بمنزلهء گنجينهاى از حكمت و مخزنى از تاريخ است .
و چون اين كتاب مشتمل بر اخبار عرب و بربر ، خواه باديهنشينان و خواه شهرنشينان آنان ، مىباشد و در آن وضع دولتهاى بزرگ همزمان ايشان نيز روشن شده است . و در ابتدا و پايان هر خبر به يادآوريها و عبرتهاى حكمت آميز پرداخته مىشود ، از اين رو آن را به :
كتاب العبر [ 2 ] و ديوان المبتدأ و الخبر فى ايام العرب و العجم و البربر و من عاصرهم من ذوى السلطان الاكبر ناميدم و دربارهء آغاز نژادها و دولتها و همزمانى ملتهاى نخستين و موجبات انقلاب و زوال ملتها در قرون گذشته و آنچه در اجتماع پديد ميآيد از قبيل : دولت و ملت
هامش
[ 1 - ) ] در ينى بجاى اسباب در نسخ ديگر : انساب است .
[ 2 - ) ] كتاب عنوان العبر . ( ينى ) .