را برگزيدهاند .
آنگاه پس از اين گروه كه نام برديم كسانى كه پديد آمدهاند جز مشتى مقلد كند ذهن و كم خرد بيش نبودهاند كه به عين روش گروه نخستين را تقليد كرده و آن را سرمشق خويش ساختهاند و به كلى از تحولاتى كه روزگار پديد آورده و تغييراتى كه بسبب عادات و رسوم ملتها و نسلها روى داده است غفلت ورزيدهاند .
از اين رو اخبار دولتها و حكايات مربوط بوقايع قرون نخستين را چنان گرد آوردهاند كه گويى صورتهايى مجرد از ماده [ 1 ] و شمشيرهايى بىغلاف و معلوماتى است كه تازه و كهنهء آنها مجهول باشد ، بلكه فقط حوادثى است كه اصول آنها نامعلوم است و به نوعهايى ميماند كه جنس و فصل [ 2 ] آنها مشخص نباشد .
اين گروه بتقليد از پيشينيانى كه آنها را سرمشق خود ساختهاند اخبار دست بدست گشته را به عين و بىكم و كاست در خصوص حوادث تاريخ خود تكرار ميكنند و از ياد كردن مسائل مربوط به نسلهاى دورهء خودشان غفلت ميورزند ، چه تشريح و تفسير آنها بر ايشان دشوار است و در نتيجه اين گونه قضايا را مسكوت ميگذارند ، و بر فرض كه دربارهء دولتى بگفتگو پردازند اخبار مربوط بآنرا همچنان كه شنيدهاند ، خواه راست يا دروغ ، نقل ميكنند و بهيچرو متعرض آغاز و منشأ تشكيل آن نميشوند و علت رسيدن تاج و تخت به آن دولت و چگونگى پديد آمدن آن را ياد نميكنند ، و هم سبب توقف و بقاى آن را در مرحلهء نهايى سلطنت از ياد مىبرند ، از اين رو خواننده همچنان پرسش كنان باقى ميماند و دربارهء چگونگى مقدمات و مبادى تشكيل دولتها و مراتب آنها بجستجو ميپردازد و سببهاى تزاحم و تعاقب [ 3 ] دولتها را ميجويد و دلايل مقنعى براى اختلافات يا سازشكاريهاى آنها مىطلبد ، همچنانكه ما در مقدمهء اين كتاب كليهء اين مسائل را ياد خواهيم كرد .
هامش
[ 1 - ) ] صورت و ماده از اصطلاحات حكمت قديم است . رجوع بكتب حكمت و « كشاف اصطلاحات الفنون » و « تعريفات جرجانى » و غياث اللغات شود .
[ 2 - ) ] نوع و جنس و فصل نيز از اصطلاحات منطق است رجوع بكتب ياد كرده شود .
[ 3 - ) ] ترجمهء « اسباب تزاحمها و تعاقبها » است كه بعقيدهء ساطع الحصرى منظور ابن خلدون قوانين تعاقب و همزمانى (netdeCoexistence) است كه در حادثهها تجلى مىكند . رجوع به ص 565 دراسات عن ابن خلدون و مقدمهء مترجم در همين كتاب ص 33 شود .