تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 9

مساهمون:

ص٩
و شهر و محل اجتماع چادرنشينها و ارجمندى و خوارى و فزونى و كمى جماعات و دانش و كسب و گردآورى ثروت و از دست دادن آن و كيفيات واژگون شدن و پراكندن اقوام و دولتها و چادرنشينى و شهرنشينى و آنچه روى داده و آنچه احتمال و انتظار روى دادن آن مىرود ، هيچ فروگذار نكردم ، بلكه جملگى آنها را بطور كامل و جامع آوردم ، و براهين و علل آنها را آشكار كردم . از اين رو اين كتاب تأليفى يكتا و بىمانند است ، چه در آن علوم غريب [ 1 ] و هم حكمتهاى پوشيده ، نزديك بدرستى را كه پردهء غفلت روى آنها را پوشيده است و از انظار نهان بود « چون ستمگرى كه منشأ حادثه‌هاى بعدى است » ، گنجانيده‌ام . ولى من با همهء اين در ميان مردم روزگار بقصور خويش يقين دارم و بناتوانى خود از گذشتن در چنين ميدان پهناورى معترفم و دوست دارم خداوندان كرامت و دانشمندان متبحر در آن بديدهء انتقاد و اصلاح نگرند نه به چشم رضامندى ، و آنچه را كه سزاوار اصلاح است اصلاح و چشم پوشى كنند ، چه بضاعت « من » در ميان خداوندان دانش مزجات ، و اعتراف بسرزنش و عيبجويى رهايى بخش است ، و از ياران اميد نيكى ميرود . و از خداوند مسئلت ميكنم كه اعمال ما را در پيشگاه ارجمند خويش خالص قرار دهد و او مرا بس است و نيكو كارگزاريست [ 2 ] . و پس از آنكه كوشش در تأليف اين كتاب را بكمال رسانيدم و مانند شمعى فروزان آن را بر سر راه بينندگان فرا داشتم و در ميان دانشها روش و اسلوب آن را آشكار ساختم و دايرهء آن را در ميان علوم توسعه بخشيدم و گرداگرد آن را ديوار كشيدم « آن را از ديگر علمها جدا ساختم » [ 3 ] و اساس آن را بنيان نهادم ، اين نسخه از آن كتاب را بكتابخانهء خداوندگارمان خواجه و پيشوا و مجاهد پيروز و
هامش
[ 1 - ) ] منظور كيميا و جز آن است . [ 2 - ) ] و هو حسبى و نعم الوكيل . اشاره به حَسْبُنَا الله وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ 3 : 173 . س : آل - عمران ، آ : 167 . [ 3 - ) ] و اين دليل ديگرى است كه ابن خلدون تاريخ را به صورت دانش مستقلى در آورده است و از سطر بعد تا آخر ص 11 مطالب متن و حاشيه هيچكدام در ( ينى ) نيست .