و جدايى ميان كيوان و ماهى [ 1 ] ، عالم خلقت از زاييدن وى فارغ گرديده [ 2 ] و راستى دعوت او را كبوتر و عنكبوت گواهى داده است [ 3 ] ، و بر خاندان و يارانش ، آنان كه در دوستى و پيروى وى بلند آوازه و در يارى او يگانه و همداستانند ، و پراكنده باد دشمنان ايشان .
و تا هنگامى كه بخت نيك باسلام پيوسته و ريسمان پوسيدهء كفر گسسته است درود و سلام بسيار خدا بر پيامبر و يارانش باد .
اما بعد ، تاريخ از فنون متداول در ميان همهء ملتها و نژادهاست ، براى آن سفرها و جهانگرديها ميكنند ، هم مردم عامى و بىنام و نشان بمعرفت آن اشتياق دارند ، و هم پادشاهان و بزرگان به شناختن آن شيفتگى نشان ميدهند و در فهميدن آن دانايان و نادانان يكسانند ، چه در ظاهر اخبارى بيش نيست دربارهء روزگارها و دولتهاى پيشين و سرگذشت قرون نخستين ، كه گفتارها را به آنها ميآرايند و بدانها مثلها ميزنند و انجمنهاى پر جمعيت را بنقل آنها آرايش ميدهند .
ما را به حال آفريدگان آشنا مىكند كه چگونه اوضاع و احوال آنها منقلب ميگردد ، دولتهايى ميآيند و فرصت جهانگشايى مىيابند و بآبادانى زمين ميپردازند تا نداى كوچ كردن و سپرى شدن آنان را در ميدهند و هنگام زوال و انقراض ايشان فرا ميرسد .
و اما در باطن ، انديشه و تحقيق دربارهء حوادث و مبادى آنها و جستجوى دقيق براى يافتن علل آنهاست ، و علمى است دربارهء كيفيات وقايع و موجبات و علل حقيقى آنها ، و به همين سبب تاريخ از حكمت سرچشمه ميگيرد و سزاست كه از دانشهاى آن شمرده شود .
هامش
[ 1 - ) ] ماهى ترجمهء « يهموت » يا « نون » يا « حوت » است كه آن را « لوتيا » نيز مينامند و منظور آن ماهيى است كه زمين هفتم ( بعقيدهء پيشينيان ) بر پشت آنست و پيداست كه ميان زحل « كيوان » در آسمان هفتم و يهموت در زمين هفتم چه فاصلهء دوريست ( از حاشيهء نصر هورينى ) .
[ 2 - ) ] اشاره باحاديثى چون : كنت نبيا و آدم بين الماء و الطين ، يا :
اول ما خلق الله نورى ، و جز اينها . در « ينى » هم تمخض است .
[ 3 - ) ] اشاره بآيهء : إِلّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ الله . . . 9 : 40 س :
توبه ، آ : 40 ، و حكايت رفتن حضرت رسول با ابو بكر بغار ثور تا سه شبانه روز و ديدن كفار بر در غار بيضهء كبوتر و پردهء عنكبوت را ، رجوع به حبيب السير جزو سيم مجلد 1 و ديگر كتب سير نبى صم شود .