و مورخان بزرگ اسلام بطور جامع اخبار روزگار گذشته را گرد آورده و آنها را در صفحات تواريخ نگاشته و بيادگار گذاشتهاند ، ولى ريزهخواران ، آن اخبار را بنيرنگهاى باطل درآميخته و در مورد آنها يا دچار توهم شده يا به جعل پرداختهاند و روايات زراندود ضعيفى تلفيق كرده و ساختهاند ، و بسيارى از آيندگان ايشان را پيروى كرده و همچنانكه آن اخبار را شنيدهاند براى ما بجاى گذاشتهاند بىآنكه بموجبات و علل وقايع و احوال در نگرند و اخبار ياوه و ترهات را فرو گذارند .
از اين رو روش تحقيق اندك و نظر تنقيح اغلب كند و خسته است و غلط و گمان را آنچنان با تاريخ در آميختهاند كه گويى بمنزلهء خويشاوندان و ياران اخبارند .
تقليد در رگ و پيوند آدميان ريشه دوانيده و ميدان طفيلىگرى و ريزهخوارى در فنون بسيار پهناور شده است و چراگاه نادانى در ميان مردم ، زهرناك است .
اما در برابر سلطنت حق پايدارى نتوان كرد و بصيرت چون شهابى [ 1 ] است كه اهريمن باطل را ميراند . هر چند نقل كنندهء اخبار تنها به باز گفتن و نقل اكتفا مىكند ، ولى هر گاه بدان نگريسته شود ديدهء بصيرت ميتواند اخبار را انتقاد كند و صحيح را برگزيند و بنيروى دانش ميتوان صفحات صواب را روشن و تابناك ساخت .
بارى مردم اخبار را تدوين كرده و آثارى فراوان بيادگار گذاشته و تواريخ ملتها و دولتها را در سراسر جهان گرد آوردهاند ، ولى آنان كه به فضيلت شهرت و پيشوايى نامبردار شده و كتب پيشينيان را تتبع كرده و در آثار خويش آوردهاند .
گروهى اندك و انگشت شمار بيش نيستند و توان گفت از حركات عوامل ( ضمه ، فتحه ، كسره و جزم ) تجاوز نمىكنند مانند : ابن اسحاق و طبرى و ابن كلبى و محمد بن عمر واقدى و سيف بن عمر اسدى و مسعودى و ديگر نامورانى كه در ميان همهء مورخان متمايزند .
و هر چند بطوريكه نزد ثقات و حافظان معتبر حديث مشهور است در كتب
هامش
[ 1 - ) ] چيزى ستاره مانند كه به شكل شعلهء آتشبازى بر فلك دوان مىشود و آن رجم شياطين است ( غياث ) .