تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 650

مساهمون:

ص٦٥٠
« الم » را شنيدند و آنها را به حساب جمل شمردند عدد هفتاد و يك بدست آمد و آن را به مدت دوران اسلام تأويل كردند و « آن دو تن از احبار » مدت را نزديك يا ( كم ) شمردند [ 1 ] ، آنگاه حيى نزد پيامبر ، ص ، آمد و پرسيد آيا علاوه بر اين حروف ديگرى هم هست ؟ فرمود : « المص » و آنگاه افزود « الر » و سپس افزود « المر » . و آن وقت عدد دويست و هفتاد و يك بدست آمد و در نتيجه حيى مدت را طولانى شمرد و گفت : اى محمد ، كار تو بر ما مشتبه شده است چنان كه نميدانيم آيا اندك يا فزون ارزانى داشتى . سپس از نزد وى رفتند و ابو ياسر بايشان گفت : شما نميدانيد شايد او كليهء عدد آن را ارزانى داشته است كه هفتصد و چهار [ 2 ] سال است . ابن اسحاق گويد : در اين هنگام گفتار خداى تعالى بدينسان نازل شد : از آن ( قرآن ) آياتيست محكم كه آنها اصل كتابند و ديگر متشابهاتند [ 3 ] ، الآيات . . . و از اين داستان دليلى بدست نميآيد كه برساند اين عدد مدت ملت اسلام است زيرا دلالت اين حروف بر اعداد مزبور نه طبيعى و نه عقلى است بلكه تنها مبتنى برقرار داد و اصطلاحى است كه آن را حساب جمل مينامند راست است كه اين اصطلاح قديمى و مشهور است ولى قدمت اصطلاح آن را بمنزلهء حجت و برهان قرار نميدهد و گذشته ازين ابو ياسر وحيى از كسانى نيستند كه بتوان رأى آنان را در اين باره بعنوان دليل ياد كرد و هم آن دو از عالمان يهود هم شمرده نمىشوند . زيرا آنها از باديه‌نشينان حجاز بودند و از صنايع و علوم اطلاعى نداشتند و حتى از دانش شريعت و فقه كتاب و مذهب خودشان نيز آگاه نبودند بلكه همچنانكه مردم عوام در ميان هر ملتى بتلفيق اين گونه محاسبات ميپردازند آنها همچنين حسابى را بهم بسته‌اند . بنابر اين سهيلى براى ادعاى خود دليلى ندارد . و در مذهب اسلام بخصوص در بارهء پيشگويى دولتهاى آن مستندى
هامش
[ 1 - ) ] در « ينى » فاستقر بجاى : فاستقلا ، در ( ا ) . [ 2 - ) ] از ( ينى ) 904 سال : ( ك ) و ( ب ) و ( ا ) . [ 3 - ) ] مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ 3 : 7 . سورهء آل عمران ، آيهء 5 .